سخن امام صادق ( ع ) دربارهء شعرا و اشعارى كه از آن حضرت باقى مانده است
« آبى » در نثر الدرر نقل كرده است كه امام صادق ( ع ) فرمود : از ستيز با شاعران بپرهيزيد ، كه آنان به مدح كردن بخيل و در هجو كردن سخاوتمندند .
در مناقب ابن شهر آشوب آمده است كه امام صادق ( ع ) مىفرمود :
فينا يقينا يعد الوفاء * و فينا تفرخ افراخه « 54 » رأيت الوفاء يزين الرجال * كما زين العذق شمراخه « 55 »
در مناقب آمده است كه سائلى از آن حضرت در خواستى كرد امام ( ع ) ، هم حاجت او را روا كرد . سائل زبان به شكر و سپاس باز كرد . آنگاه امام صادق ( ع ) فرمود :
اذا ما طلبت خصال الندى * و قد عضك الدهر من جهده « 56 » فلا تطلبن الى كالح * اصاب اليسارة من كده « 57 » و لكن عليك باهل العلى * و من ورث المجد عن جده « 58 » فذاك اذا جئته طالبا * ستحبى اليسارة من جده « 59 »
همچنين ابن شهر آشوب مىنويسد : از امام صادق ( ع ) روايت شده است كه فرمود :
تعصى الاله و انت تظهر حبه * هذا لعمرك فى الفعال بديع « 60 » لو كان حبك صادقا لأطعته * ان المحب لمن احب مطيع « 61 »
نگارنده : قبلا از كتاب تحف العقول نقل كرديم كه امام باقر ( ع ) اين دو بيت را سروده بود .
همچنين در مناقب اين ابيات به آن حضرت نسبت داده شده است :
علم المحجة واضح لمريده * وارى القلوب عن المحجة فى عمى « 62 »
هامش
( 54 ) يقين را در ما وفا محسوب كنند و در حب و دوستى ماست كه جوجگان سر از تخم بدر مىآورند .
( 55 ) ديدم وفا را كه مردان را زينت مىدهد همان گونه كه خرما ، سرشاخ ( خوشهء ) خود را زينت مىدهد .
( 56 ) هرگاه خصال جوانمردان و بخششگران را خواهان شده باشى ، در حالى كه روزگار تو را از سختيهايش گزيده باشد .
( 57 ) پس آنها ( خصال ) را از ترشرويى كه با زحمت و رنج به توانگرى رسيده ، مجوى .
( 58 ) اما تو بايد آن خصال را از بلندپايگان و كسانى كه بزرگوارى را از جد خويش به ارث بردهاند ، خواهان شوى .
( 59 ) پس چون نزد او به حاجت خواهى به روى ، به زودى توانگرى را از جد خويش هديه مىكند .
( 60 ) خداى را معصيت مىكنى در حالى كه دوستى او را ادعا دارى اين به جان خودت قسم در ميان كردارها ، امرى نو است .
( 61 ) اگر دوستى تو صادقانه مىبود خداى را اطاعت مىكردى ، زيرا عاشق مطيع كسى است كه او را دوست دارد .
( 62 ) آگاهى از راه براى كسى كه آن را مىخواهد آشكار است و قلبها را مىبينم كه از ديدن راهها كورند .