ايشان ، پرسش كنى و مبادا از اين طريق چيزى فروگذارى . و تا آنجا كه مىتوانى در همهء كارهايت احتياط پيشه كن و از دادن فتوا بگريز همان گونه كه از شير و گرگ مىگريزى . و گردن خودت را پلى براى مردمان قرار مده . سپس به او گفت : اى شريف ! فرمود : بگو اى ابو عبد الله آنگاه فرمود : « برخيز اى ابو عبد الله ! من تو را اندرز گفتم پس دعايم را بر من تباه مكن من مردى بخيل به خود هستم » .
برخى از دعاهاى كوتاهى كه از آن حضرت ( ع ) روايت شده است
در كتاب حلية الاولياء نقل شده است : از دعاى جعفر بن محمد ( ع ) اين بود :
خداوندا ! مرا با طاعتت سرفراز گردان و با نافرمانيت غمگينم مكن ، خدايا روزى ده مرا ، مواسات كسى كه روزيش را بر او تنگ گرفتهاى ، بدانچه كه از فضيلت بر من وسعت دادهاى . ابو معاويه ، يعنى غسان ، گويد : اين دعا را به آگاهى سعيد بن سالم رساندم گفت : اين دعاى بزرگان ( اشراف ) است .
همچنين ابو نعيم در حلية الاولياء از نصر بن كثير نقل كرده است كه گفت : من و سفيان ثورى به نزد جعفر بن محمد رفتيم . گفتم : من قصد حج دارم پس مرا دعايى بياموز . فرمود :
چون به بيت الحرام رسيدى دست خود را بر ديوار آن بنه و سپس بگوى : « يا سابق الفوت يا سامع الصوت و يا كاسى العظام لحما بعد الموت » . آنگاه هر چه از خدا مىخواهى بگو . پس سفيان به او گفت : چيزى است كه آن را نفهميدم . امام فرمود : اى سفيان ! وقتى آنچه را كه دوست مىدارى برايت حاصل شد ، خدا را فراوان ستايش كن و چون چيزى را كه ناخوش مىدارى برايت رخ داد ، بسيار « لا حول و لا قوة الا بالله » را بگوى و چون روزيت اندك شد بيشتر استغفار كن .
در كتاب نثر الدرر نوشته « آبى » آمده است كه امام صادق ( ع ) يك بار شكايت كرد پس فرمود : خداوندا آن را ادب قرار ده نه غضب . همچنين « آبى » نقل كرده است كه امام صادق ( ع ) مىفرمود : خدايا ! تو در اينكه مرا عفو كنى بس سزاوارتر از منى كه شايستهء عذابم .