تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
بر طرف كند ، فرو خورد در جايگاهى بلند همراه ماست .

اندرز آن حضرت به عنوان بصرى

شهيد ثانى در كتاب منية المريد نقلا حديث بلند عنوان بصرى را ذكر كرده است . همچنين سيد محمد بن محمد بن حسن حسينى عاملى عيناثى معروف به ابن قاسم در كتاب الاثنى عشرية فى المواعظ العددية گفته است كه اين حديث از روايات اهل سنت از عنوان بصرى است . عنوان پيرمردى بود كه شصت و چهار سال از سن او مىگذشت . عنوان گفت : من براى كسب علم نزد مالك بن انس رفت و آمد مىكردم . چون جعفر بن محمد الصادق ( ع ) به مدينه « 51 » آمد ، تمايل پيدا كردم كه از او نيز مانند مالك ، كسب علم كنم . پس روزى به من فرمود : تو شخص مطلوبى هستى « 52 » . و من در هر ساعتى دعاى مخصوصى مىخوانم . از نزد من برخيز و مرا از دعايم بازمدار و به جانب مالك روانه شود . من از اين بابت غمگين شدم و گفتم اگر در من خير و نكويى جسته بود هرگز چنين نمىكرد . پس به مسجد پيامبر ( ص ) رفتم و بر او درود فرستادم و دو ركعت نماز در روضه گزاردم . و از خدا خواستم كه قلب جعفر بن محمد را بر من مهربان كند و از علمش به من چيزى روزى دارد تا بدان به راه راست هدايت يابم و ديگر براى طلب علم به محضر مالك نروم . چون دلم از دوستى جعفر ( ع ) مالامال گشت آهنگ خانهء او را كردم و اذن ورود خواستم . خادمى آمد و پرسيد چه‌كار دارى ؟ گفتم : مىخواهم سلام بر شريف دهم گفت : او در حال نماز است . پس نشستم . اندكى نگذشته بود كه خادم ديگرى بيرون آمد و گفت : به بركت خدا داخل شو . پس درون رفتم و بر آن حضرت درود گفتم . او نيز سلامم را پاسخ گفت و فرمود : بنشين خدايت بيامرزاد ! كمى نزديك‌تر نشستم . آن حضرت سرش را بلند كرد و فرمود : كنيه‌ات چيست ؟ گفتم : ابو عبد الله . فرمود : خداوند كنيه‌ات را استوار دارد و تو را در انجام هر خيرى توفيق دهد . من با خودم مىگفتم : اگر علت زيارت جز همين دعا نبوده باشد ، امرى بزرگ است . آنگاه فرمود : خواسته‌ات چيست ؟ گفتم : از خدا خواستم قلب شما را بر من مهربان كند و از علم و دانش شما بر من روزى گرداند و از خدا اميد دارم كه شريف ( امام ) ( ع ) در آنچه كه از او مىپرسم به من پاسخ گويد . پس آن حضرت فرمود : اى ابو عبد الله ! علم به بسيارى يادگيرى نيست ، بلكه آن نورى است كه خداوند در قلب هر كسى كه مىخواهد هدايتش كند بر جاى مىگذارد .

هامش
( 51 ) منظور وقتى است كه امام ( ع ) از سفر به مدينه بازگشته بود . ( مؤلف ) .
( 52 ) يعنى تو به واسطهء اعمال و عبادات مطلوب خدا هستى يا از جانب خليفه مطلوبى . وى از اشتهار كراهت داشت . ( مؤلف ) .