با شمشيرى كه هيچ شكستگى ( و نقصى ) ندارد . نويسندهء جواهر المطالب و نيز سبط بن جوزى در تذكرة الخواص آوردهاند كه على ( ع ) فرمود : خردمند ، مصايب را پيش از رخ دادن آنها در خودش مجسم مىكند . پس اگر اين مصايب ناگهانى بر او فرود آيد نمىترسد كه آن پيش از اين در وى مجسم بوده است . او كار را تا آخر آن پيشبينى مىكند و آخر آن در همان آغاز پيش وى ، رخ مىنمايد . اما نادان از مكر روزگارش ايمن است و كشتارگاه گذشتگان را به دست فراموشى سپرده است . بنابراين اگر دگرگونيهاى زمانه با نزول چند مصيبت براى او پيش آيد ، او به سختى مىافتد ( يا منحرف مىشود ) . و اگر دورانديشى را در خودش تقويت كرده بود مىدانست كه بايد در هنگام مصيبت شكيبايى ورزيد . نويسندهء جواهر المطالب گويد : از جمله اشعارى كه صولى از امام على ( ع ) انشاد كرده ، به جز بيت سوم ، اشعار زير است كه جامع ديوان آن حضرت آنها را گرد آورده : هشدار ! پس بر واقعهء بزرگ شكيب ورز و اندوه و غصهء خود را با صبرى نيكو درمان كن . فرياد مكن اگر چه روزى در مشكل و سختى فرو افتى زيرا ( اگر صبر كنى ) دير زمانى در راحت و آسانى به سر خواهى برد . نوميد مباش كه نااميدى كفر است . شايد خداوند به / بىنياز كند . به پروردگارت جز نيكى گمان مبر . زيرا خداوند به نكويى كردن سزاوارتر است . سختى در پى خود آسانى را به دنبال دارد و سخن خداوند راستترين گفتارهاست . « 95 » اگر عقلها ، روزى را به سوى خود مىكشيدند ، پس روزى به نزد خردمندان بود .
ميم
ابن عديم در تاريخ حلب و نصر در كتاب صفين و عدهاى ديگر از راويان اين اشعار را به على ( ع ) اسناد دادهاند . گويند : وى ( ع ) به حضين بن منذر رقاشى گفت : از پرچم سياه « 96 » ، سايهاش به لرزه مىافتد اگر گفته شود حضين آن را به پيش مىبرد . پس وى رايت را در ميان سپاهيان مىبرد تا آن را استوار سازد . در حوضچههايى كه در آنها