تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 809

مساهمون:

ص٨٠٩
و شجاعت و جوانمردى در مرد بهترين خويهاست . پس امير مؤمنان ( ع ) بر نبرد او شتافت و فرمود : شتاب مكن . اكنون پاسخ‌دهنده‌اى به نداى تو به ميدان آمد كه ناتوان نيست . او صاحب نيّت و با بصيرت است و راستى نجات بخشندهء هر رستگارى است . من اميدوارم صداى گريهء زنان گرينده بر جنازه‌ها را بر تو برپا گردانم . آن هم با ضربتى بزرگ كه ياد آن همواره در فتنه‌ها باقى بماند .

عين

ابن ابى الحديد گويد اين دو بيت منسوب به آن حضرت است كه فرموده : برادر حقيقى تو كسى است كه با تو همراه است و به خود زيان مىرساند تا تو را سود بخشد . كسى كه اگر سختيهاى زمان تو را پريشان و پراكنده ساخت ، لباسش را پهن مىكند تا تو را جمع كند ( كنايه از آنكه دوستش را در سختيها تنها نمىگذارد و به او يارى مىرساند ) .

لام

قاضى قضاعى در دستور معالم الحكم اشعار زيرا را از آن حضرت در شكايت از روزگار نقل كرده است : سختيهاى دنيا و صاحب آن را بر خود فراوان مىبينم چنان كه حتى مرگ نيز بيمار و ناتوان است . گرفتاريهاى دنيا را فراوان مىبينم و دنيادار تا دم مرگ عليل و گرفتار است . اينكه من دوستانم را يكى پس از ديگرى از دست مىنهم خود گوياى آن است كه دوستى باقى نمىماند . نصر بن مزاحم در كتاب صفين روايت كرده است كه آن حضرت به يكى از يارانش به نام عبد العزيز بن حارث فرمان داد كه به سوى برخى از اصحابش كه شاميان آنان را جدا كرده بودند ، برود و نامهء على ( ع ) را به ايشان برساند . على ( ع ) در آن هنگام فرمود : به كارى مجاز شدى كه طاقت نگاهبانى و راستى را ندارد و برادران نگهبان ، اندكند . خداوند مردمان تو را جزاى خير دهد كه دستانت وفا كرد به فضلى كه گرانبها بود . نصر بن مزاحم آورده است كه على ( ع ) در بعض روزهاى جنگ صفين مىخواند : تمام اعصار و كمرها و انگشتان كودكان به نيكى مىدانند كه : من با تيغهء شمشير چونان شترى قوى و تيزرو هستم كه مىجنگم و تير مىاندازم و نخستين پيشاهنگانم .