هيچگاه انسانى را كه نيازمودهاى مستاى . پس چه بسا آزمايش او با آنچه از وى شنيدى ، با يكديگر سازگار نباشد .
سبط بن جوزى در تذكرة الخواص گويد : على ( ع ) دربارهء قدر فرمود :
مردم به تدبير بر دنيا حرص مىورزند ، حال آنكه صفاى دنيا آغشته به كدورت آن است .
به آنان وقتى رزق داده مىشود بنابر عقل رزق داده نمىشود . بلكه آنان با همان مقاديرى كه تعيين شده از دنيا برخوردار مىشوند .
و اگر قرار بود آنان از روى زور و توانايى از رزق برخوردار شوند ، بازهاى شكارى با روزيهاى گنجشكان مىپريدند .
شيخ طوسى در امالى به نقل از عبد الله بن رافع از على ( ع ) و نيز حاكم در مستدرك به نقل از امام على بن حسين ( ع ) ابيات زير را كه آن حضرت در هنگام خفتن بر بستر رسول خدا ( ص ) در ليلة الغار سروده است ، نقل كردهاند . البته حاكم بيت آخر را با اندكى تغيير ذكر كرده است :
با جان خودم از بهترين كسى كه بر زمين راه رفته و گرد خانهء خدا و حجر الاسود طواف كرده است ، محافظت كردم .
چون محمد ( ص ) از حيلهء دشمنان بيمناك شد ، پروردگار بزرگم او را از مكر و حيلهء آنان در امان داشت .
من خفتم در حالى كه چشم به راه بودم كه چه وقت بر من مىتازند و خود را آمادهء شهادت يا اسارت كرده بودم .
رسول خدا ( ص ) هم در كنف حفاظت خداوند ، به آسودگى در غار خفت .
او سه روز در آنجا بماند و سپس شترها به حركت درآمدند . شترها صحرا درمىنورديدند هر جا كه مىرفتند .
جامع ديوان و نويسندهء جواهر المطالب آوردهاند كه على ( ع ) فرمود :
داروى تو هم در خود توست و تو خود نمىدانى - و درد تو هم در توست و تو خود نمىبينى تو گمان مىكنى كه چيزى كوچك هستى - حال آنكه جهانى بزرگ در تو نهفته است .
زاء
عمرو بن عبد ود در روز خندق گفت :
از بس در ميان شما فرياد هل من مبارز سر دادم گلويم گرفت .
چون دانستم شجاعان در رويارويى با دلير مردان پهلوان بزدل مىشوند .
من همواره به سوى فتنهها شتاب جستهام .