تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 806

مساهمون:

ص٨٠٦

تاء

نصر در كتاب صفين گويد : على ( ع ) در ايام جنگ صفين وقتى اصحابش را فرا خواند و تعداد آنان از ده هزار به دوازده هزار تن رسيد ، بر استر رسول خدا ( ص ) سوار شد و در پيشاپيش آنها حركت كرد و فرمود : همچون رفتن مورچه به آرامى حركت كنيد و جا نمانيد . صبح و شب به كار جنگ بپردازيد . تا يا انتقام بگيريد و يا بميريد كه من مدتى دراز است كه نافرمانى مىشوم . به شما گفتم اگر بياييد من نيز بيايم و براى شما آنچه كه خود مىخواهيد يا من مىخواهم پديد نخواهد آمد . بلكه چيزى تحقق مىيابد كه خداوند كننده و ميراننده بخواهد . در تذكرة الخواص آمده است : على ( ع ) فرمود : چه بسا نگاهى كه شهوت را به قلب جلب كند و بدين ترتيب قلب به نابودى دچار شود .

جيم

باغندى در جواهر المطالب گويد : از اشعارى كه به على ( ع ) نسبت داده شده اشعار زير است : اگر من به صبر و بردبارى نيازمند باشم پس گاهى مواقع هم به نادانى نيازمندترم . من اسبى براى شكيبايى دارم كه به شكيبايى هم بدان لگام زده‌ام و اسبى نيز در شر دارم كه زين آن از شر است . اگر كسى راستى مرا خواهد ، من راستم و اگر كسى كژىام را بخواهد ، بداند كه من كجم .

دال

آن حضرت به هنگامى كه از مكه به سوى مدينه در هجرت بود ، هشت تن از سواران قريش بر او يورش بردند و او چون شير به آنان حمله مىكرد و مىگفت : راه اين تلاشگر مجاهد را بازگذاريد . من قسم خورده‌ام كه جز خداى يگانه را نپرستم .

راء

در ديوان آن حضرت آمده است چون مرحب به جنگ على ( ع ) درآمد ، گفت : ما كسانى هستيم كه زنان سپيد روى بسيار زيبا و خوش‌اندام ما را زاده‌اند . لباس ما نگارين و از پارچه‌هاى نرم و نازك است . ما فرزندان جنگيم و در ميان ما كسى نيست كه آن را خيانت كند ( وانهد ) .
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 806 | على حجت كرمانى / السيد محسن الأمين