پسر عبد به سختى سوگند ياد كرد و من نيز قسم خوردهام . پس بشنويد دروغگو كيست ؟
همانا من تصديق مىكنم كسى را كه به پرهيزگارى تهليل مىگويد . آنان دو مردند كه به سختى مىجنگند .
او سنگ ( بت ) را از روى سفاهت عبادت كرد ، در حالى كه من به درستى پروردگار محمد را پرستش كردم .
در تاريخ طبرى و نيز در اغانى آمده است : در روز احد وقتى طلحة بن ابى طلحه عبدرى ، پرچمدار قريش ، براى جنگ بيرون آمد و مبارز طلبيد ، به نقل از قتاده ، على ( ع ) به استقبال او شتافت و مىگفت :
من پسر ذى الحوضين ، عبد المطلب ، و هاشم هستم كسى كه مردم را در سال گرسنگى غذا داد .
من به وعدهام وفا و از حسبم دفاع مىكنم .
رضى در نهج البلاغه پس از ذكر سخن آن حضرت كه فرموده است : شگفتا ! آيا تكيه بر مسند خلافت بسته به صحابت و خويشاوندى با رسول خداست ( ص ) ! ! گويد : در همين معنا اين دو بيت از على ( ع ) روايت شده است :
اگر به وسيلهء شورا عهدهدار امور مسلمين شدى ، چگونه است كه طرفهاى مشورت غايبند .
و اگر به خاطر دارا بودن قرابت با پيامبر ( ص ) ، با مخالفان احتجاج كردى ، بدان كه ديگرى غير از تو به پيامبر ( ص ) نزديكتر است .
كميت نيز با اين دو بيت ، به مضمون فوق اشاره كرده است :
با حقى كه از آن شما بود ، قريش ما را به انقياد خود درآورد .
پس اگر خلافت براى قبيلهاى جز آنان زيبنده نبود ، بنابراين خويشاوندان سزاوارتر و واجبتر بودند .
نصر بن مزاحم در كتاب صفين گويد : على ( ع ) در آن جنگ فرمود :
آيا نمىبينى قومم را كه چون برادرشان آنان را فرا مىخواند به او پاسخ مىدهند و اگر بر قومى خشم گيرد آنان هم خشم مىگيرند .
اينان نهان مرا حفظ كردند چنان كه من نيز در غياب قومم حافظ آنانم .
مادران فرزندان جنگ ، هيچگاه آنان را بازندارند و پدرانشان ، پدران راستىاند و گرامى نژادند .
در تذكرة الخواص آمده است كه آن حضرت فرمود :
وفا مثل رفتن ديروز رونده رفت . و مردم يا فريبكارند و يا منحرف .
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 805
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٨٠٥