با جوانمردى گمراهان مردم را دور كرديم و آنان هنوز نه راه را ديدند و نه هدايت را .
و چون هدايت را براى ما آوردند ، همگى بر اطاعت از خداوند بخشاينده و بر حق و پرهيزگارى قرار گرفتيم .
باء
خطيب بغدادى در تاريخ خود نقل كرده است كه على ( ع ) فرمود :
چون دلها از نوميدى پر شدند و سينهء گشاده از آن تنگ شد ، و مشقتها و سختيها جاى باز كرد و استوارى گرفت و مهمات امور در آن تخم پاشيد ، و اگر توجيهى ( علتى ) براى بر طرف شدن سختى ديده نشد و انسان عاقل نتوانست چارهاى براى آن بينديشد ، در همان نوميدى ، فريادرس به يارى تو خواهد آمد كه خداوند مهربان و اجابت كنندهء دعا ، به آن بر تو منت مىگذارد ، و بدان كه تمام حادثهها چون اتمام پذيرد ، گشايشى نزديك ، بدان بسته است .
جامع ديوان و نويسندهء جواهر المطالب اين ابيات را ، به جز بيت اخير ، از آن حضرت نقل كردهاند :
به نفسم كه به تنگ آمده و روزگار او را به شگفت آورده است مىگويم :
بر سختى روزگار شكيبا باش كه بالاخره آن فرجامى دارد و صبر تنها در نزد نيكان است ( صاحب حسبان است ) .
به زودى خداوند در آن امرى سودمند ظاهر خواهد كرد كه براى كسى مانند تو راحتى از سختيها محسوب مىشود .
شيخ مفيد در ارشاد و ابن اسحاق در مغازى گويند : چون على ( ع ) كار عمرو بن عبد ود را تمام ساخت فرمود :
از روى سبكسرى ، سنگ ( بت ) را يارى كرد حال آنكه من دين محمد ( ص ) را به درستى يارى كردم .
پس او را زدم و در حالى كه بر زمين افتاده بود رهايش كردم و او همچون تنهء درختى در ميان تپههاى تن بيفتاد .
و از لباسهايش چشم پوشيدم و حال آنكه اگر من افتاده بودم ! و لباسهاى مرا مىكند .
اى جماعت احزاب گمان مبريد خداوند دينش و پيامبرش را يارى نمىكند .
حاكم نيز در مستدرك اين اشعار را نقل كرده است :
آيا سواران چنين بر من مىتازند ؟ يارانم را آگاه سازيد .
امروز فرار نگهبان مرا منع مىكند و حال آنكه در سر من رسوخ كرده نه در دندانم .