تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 802

مساهمون:

ص٨٠٢
خود دستور معالم الحكم المجموع من كلمات امير المؤمنين ( ع ) ، مانند كتاب الشهاب ، قرار داد . ( هشتم ) سبط بن جوزى در تذكرة الخواص آنجا كه مىگويد : ما آنچه را از مرواريدهاى نثر كه در فنون علوم برگزيده بوديم ، نقل كرديم و اكنون به نقل اشعارى كه چون درّند مىپردازيم . عده‌اى از جمله ابراهيم بن محمد علوى و ابو القاسم خطيب موصلى و عمر بن صافى و . . . به اسناد خود از استادانشان اشعارى را به امير المؤمنين ( ع ) نسبت داده‌اند و اين اشعار در ابكار الفضائل و العيون آمده است . ( نهم ) نگارندهء اين سطور نيز ديوان امير مؤمنان ( ع ) را بنابر روايات صحيح ، گردآورى و چاپ كرده است . اما از همهء اين ديوان‌هايى كه افراد مذكور جمع آورده‌اند ، امروزه چيزى در دسترس ما نيست به جز يكى از نسخه‌ها كه تا به حال چندين بار در چند جا ، به چاپ رسيده است . ظاهرا اين نسخه همان است كه على بن احمد نيسابورى آن را گرد آورده و قاضى حسين بن معين الدين ميبدى از علماى اهل سنت و متوفى در سال 870 ه ، به فارسى بر آن شرحى نگاشته است . جامع اين ديوان در گردآورى اشعارى كه به امير مؤمنان ( ع ) نسبت داده شده است ، تلاش از خود نشان نداده . بنابراين ضمن آنكه قسمت اعظم از اشعار آن حضرت را جمع كرده اما بازهم بسيارى از اشعار آن حضرت را در كتاب خود نقل نكرده است و ما در جستجويى كه در پيدا كردن اشعار آن حضرت داشتيم ، بر آنها اطلاع يافتيم . اما اين جامع ، اشعارى در اين ديوان نقل كرده است كه از على ( ع ) نيست البته برخى از اين اشعار ممكن است از آن حضرت باشد و هيچ نشانه‌اى هم اين احتمال را مرتفع نمىسازد . چنين مىنمايد كه اين ديوان ، در طول روزگار ، از تحريف و زيادت مردم مصون نمانده يا آنكه جامع ديوان به خاطر عدم آشنايى كافى با زبان عربى و عدم اقتصار وى بر مصادر صحيح ، فاقد بصيرت شايسته‌اى براى انجام اين كار بوده است . از اين رو وى مرواريد را با شن و ريگ آلوده و اشعارى را بدان حضرت منسوب ساخته كه از آن او نيست . از جمله اين دو بيت :
أ تصبر للبلوى عزاء و حسبة * فتؤجر ام تسلو سلوا البهائم خلقنا رجالا للتجلد و الاسى * و تلك الغوانى للبكا و المآتم
زيرا اين دو بيت به قصيده‌اى از ابو تمام طايى تعلق دارد و آنچه جامع ديوان على ( ع ) را به اشتباه انداخته ، بيت پيش از اين دو بيت است كه گفته‌اند :
و قال على ( ع ) فى التعازى لاشعث * و خاف عليه بعض تلك العظائم
ابو تمام در اين بيت به سخنى منثور ، كه على ( ع ) به اشعث فرموده و وى را به خاطر از دست دادن پسرش تعزيت گفته و سيد رضى هم در باب آخر نهج البلاغه ذكر كرده ، اشاره كرده است . سخن على ( ع ) چنين است : « اى اشعث ! اگر شكيب ورزى قضا و قدر بر تو