اشعار منقول از امير مؤمنان ( ع )
جاحظ در دو كتاب البيان و التبيين و فضايل بنى هاشم و بلاذرى در انساب الاشراف گفتهاند : على ( ع ) شاعرترين صحابه و فصيحسخنترين و سخنورترين و نويسندهترين آنان بود . بلاذرى گويد : ابو بكر و عمر و عثمان هم شعر مىسرودند ولى على ( ع ) از آنان شاعرتر بود . از شعبى نيز نقل شده است : ابو بكر و عمر و عثمان شاعر بودند ولى على ( ع ) از آن سه تن برجستهتر بود . از سعيد بن مسيّب نيز نقل شده است كه گفت : ابو بكر و عمر و على ( ع ) خوب شعر مىسرودند ولى على ( ع ) از آن ديگران تواناتر بود .
در كتابها از آن حضرت اشعار بسيارى نقل كردهاند كه نسبت دادن آنها به على ( ع ) مشهور است . اين اشعار را ، راويان ثقه روايت كردهاند و بلاغت اشعار نيز بر درستى اين نسبت دلالت دارد . مرزبانى در معجم الشعرا گويد : « اشعار بسيارى از آن حضرت روايت كردهاند » .
پس حكايتى كه از مازنى نقل شده و زمخشرى نيز بر آن صحّه گذارده است مبنى بر آنكه على ( ع ) جز اين دو بيت را نسروده :
تلكم قريش تمنانى لتقتلنى * فلا و ربك ما بروا و ظفروا
فان هلكت فرهن ذمتى لهم * بذات و دقين لا يعفو لها اثر
و نيز آنچه از يونس نقل شده مبنى بر آنكه : « ما اعتقاد نداريم كه على ( ع ) جز اين دو بيت ، شعر ديگرى نيز سروده باشد » . نادرست و غلط است .
گردآورندگان ديوان على ( ع )
عدهاى به گردآورى ديوان شعر على ( ع ) همت كرده و آن را به مثابهء ديگر دواوين در آوردهاند .
از جمله : ( اول ) ابو احمد عبد العزيز بن يحيى جلودى متوفى 330 ه . ( دوم ) على بن احمد نيسابورى فنجكردى كه تقريبا معاصر سيد رضى بوده است . ( سوم ) قطب كيدرى متوفى در سال 576 ه . وى دو بار به جمعآورى ديوان حضرت على ( ع ) اقدام كرد . باز نخست تنها آداب و حكم را گرد آورد و آن را الحديقه الانيقه نام نهاد و در بار دوم آن ديوان را تحت عنوان انوار العقول من اشعار وصى الرسول ( ص ) گرد آورد . ( چهارم ) ابو عبد الله مرزبانى متوفى در سال 384 ه . اين قول به نقل از نويسندهء مجموعه شعرى در امثال است كه فعلا در خزانهء رضويه موجود است . ( پنجم ) ابو بركات هبة الله بن على بن محمد معروف به ابن شجرى .
( ششم ) قاضى قضاعى محمد بن سلامه مغربى نويسندهء كتاب الشهاب المجموع من كلمات النبى ( ص ) ، متوفى در سال 454 ه . لكن وى اشعار على ( ع ) را به عنوان ديوانى مستقل تأليف نكرد بلكه اشعارى را كه روايت آنها به على ( ع ) مىرسيد نقل كرد و آن را باب هفتم كتاب