تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 780

مساهمون:

ص٧٨٠

عاقلانه‌تر است . صبر كردم در حالى كه در چشمانم خار و در گلويم استخوان بود . ميراث خود را تاراج رفته مىديدم تا آنكه نخستين كس آنان به راه خود پايان داد و خلافت را پس از خود به پسر خطاب سپرده آنگاه آن حضرت به اين سخن اعشى تمثل جست : چقدر تفاوت است ميان امروز من كه بر كوهان شتر سوارم با روزى كه حيان برادر جابر در آن بود . « شگفتا ! او در روزگار خود از مردم درخواست فسخ بيعت مىكرد ولى در پايان زندگيش اين منصب را به ديگرى سپرد . اين دو خلافت را مانند دو پستان شتر در بين خود تقسيم كردند . من بر اين زمان دراز و اين محنت سخت صبر پيشه كردم تا آنكه راه عمر نيز پايان يافت و خلافت را در جماعتى گذارد كه مرا هم يكى از آنها گمان كرد . پس اى خداوند از تو يارى مىطلبم در مورد شورايى كه تشكيل شد و مشورتى كه كردند . چگونه دربارهء من در مقابل نخستين آنان ( ابو بكر ) ترديد كردند تا آنجا كه امروز مرا همرديف اينان قرار داده‌اند . پس يكى از ميان اين شورا از روى كينه‌اى كه داشت دست از حق بشست و ديگرى به خاطر دامادى با عثمان از من روىگردان شد « 92 » . تا آنكه سومين كس هم برخاست و هر دو جانب خود ، ميان محل بيرون دادن و خوردنش را باد كرد و فرزندان پدرانش با او يكى شدند و مال خدا را همچون شترى كه با رغبت تمام علف بهارى را مىخورد ، خوردند . تا آنكه ريسمان تافته‌شدهء او از هم گسيخت و كردارش باعث كشته شدنش شد . و پرى شكم او را به رو سرنگون كرد . پس چون من به خلافت رسيدم گروهى بيعت خود را با من زير پا نهادند و گروهى از بيعتم خارج شدند و عده‌اى ديگر از فرمانبردارى خداوند بدر رفتند . گويا آنان فرمودهء الهى را نشنيده‌اند كه گفت : « اين خانهء آخرت است كه آن را براى كسانى قرار مىدهيم كه در زمين برترى و فساد نجسته‌اند و فرجام كار براى پرهيزكاران است » . اما به خدا قسم آنان اين آيه را شنيده‌اند و به خاطر سپرده‌اند . ولى دنيا خود را در چشم ايشان آراسته و زيورهايش آنان را فريب داده است » . هر كس در اين خطبه بنگرد به خوبى در مىيابد كه اين كلام نيز از على است و اين سخن و ديگر سخنان و خطبه‌هاى آن حضرت ، در اسلوب و بلاغت ، هيچ تفاوتى با يكديگر ندارند و به هيچ دليل از ديگر سخنان آن حضرت جدا نيست . انگيزه‌اى كه باعث شده برخى اين

هامش
( 92 ) ابن ابى الحديد گويد : مقصود على از مردى كه از روى كينه چنين كرد طلحه بود . زيرا وى از قبيلهء تيم بود و بنى هاشم در دل خود ، به خاطر خلافت ، حسادت شديدى بر تيميان داشتند . و مردى كه به خاطر پيوند دامادى از على روىگردانيد عبد الرحمن بن عوف بود كه دختر عثمان ، ام كلثوم بنت عقبة بن ابى معيط همسر پسر عبد الرحمن بود .
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 780 | على حجت كرمانى / السيد محسن الأمين