تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 781

مساهمون:

ص٧٨١
خطبه را منسوب به على بدانند آن است كه اين خطبه با برخى از تمايلات مذهبى آنان سازگارى ندارد . ولى پس از آنكه راويان ثقه اين سخن را از امير المؤمنين نقل كرده‌اند ، جايى براى شك در آن پيدا نمىشود . گرايشهاى مذهبى نيز براى انكار چيزى كه صحت آن به ثبوت رسيده ، سند معتبرى به شمار نمىآيند . جاحظ نيز در البيان و التبيين ج 2 ص 38 در ضمن نقل خطبه‌اى از على ( ع ) جمله‌اى از آن حضرت نقل كرده كه نظير فرمايش وى در خطبه شقشقيه است . در آنجا آمده است : « دو تن پيش افتادند . سومى نيز برخاست . همچون كلاغ تمام تلاشش شكمش بود . واى بر او ! اگر بالهايش را مىبريدند و سرش را قطع مىكردند براى او بهتر بود » . ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه گويد : استادم ابو الخير مصدق بن شبيب واسطى در سال 603 برايم نقل كرد كه اين خطبه را بر شيخ ابو محمد عبد الله بن احمد معروف به ابن خشاب خواندم و به وى گفتم : آيا اين كلام ديگرى است كه به على نسبت داده شده ؟ گفت : هرگز ، به خدا قسم من مىدانم كه اين سخن اوست چنان كه مىدانم نام تو « مصدق » است . به او گفتم : برخى گويند اين از سخنان رضى است ؟ وى پاسخ داد : اين نفس و اين اسلوب از رضى و غير رضى نيست . ما رسايل رضى را ديده و بر طريقه و شيوهء او در نگارش كلام منثور آگاهى يافته‌ايم و سخن وى نمىتواند با اين كلام برابرى كند . آنگاه ابن خشاب گفت : به خدا سوگند من اين خطبه را در كتابهايى كه دويست سال پيش از زاده شدن رضى به نگارش درآمده بود ، ديدم و آن را به خطوطى يافتم كه آنها را مىشناسم و خطوط دانشمندان و ادبا را پيش از آنكه ابو احمد ، پدر رضى ، به دنيا بيايد مىشناسم . ابن ابى الحديد گويد : « من تعدادى از اين خطبه‌ها را در مصنفات استاد خود ، ابو القاسم بلخى امام معتزلى بغداديون كه در دورهء خلافت مقتدر و با فاصلهء درازى از زاده شدن رضى نوشته شده بود ، ديده‌ام . همچنين تعدادى از اين خطبه را در كتاب ابو جعفر بن قبه يكى از متكلمان اماميه در كتاب مشهور الانصاف مشاهده كرده‌ام . اين ابو جعفر از شاگردان شيخ ابو القاسم بلخى بود كه در همان عصر ، پيش از ولادت رضى ، درگذشت » . خلاصه آنكه محتويات اين خطبه به علت ناسازگارى كه با برخى از گرايشهاى مذهبى دارد تنها انگيزهء انكار آن و بلكه انكار تمام نهج البلاغه از سوى گروهى از مردم شده است . و از آنچه گفته شد معلوم مىشود كه اين انكار موردى ندارد و نهج البلاغه از آن على است و از كلمات آن حضرت در آن مىتوان شواهدى هم براى اثبات اين گفته اقامه كرد . شريف رضى هم ، هر چند كه به درجهء والايى از فصاحت و بلاغت دست يافته باشد بازهم نمىتواند يك خطبه از خطب نهج البلاغه را از خود بنويسد : كتاب رسائل وى اينك موجود است و برخى از گفتار وى در كتب ادب نقل شده . اما چنان كه ابن خشاب گفت : « سخن رضى