اخلاق برترى داشت كه بايد مردم به سوى او ميل مىكردند و در حكومت و ادارهء جامعه و حل مشكلات چنان طريقهاى داشت ، كه مىبايست به مردم معرفى مىشد . اما شيعيان چنين احساسى نداشتند . بلكه كتاب اينان ، همان امامى بود كه در زمان ايشان مىزيست و به همين علت شيعيان خود را ملزم به جمعآورى كلام على ( ع ) از كتب زيديه ، نكردند » . اين عقيدهاى باطل است . زيرا اگر على در نظر زيديه نمونهاى و الا براى اقتداى مردم به او بود و اخلاقى برتر داشت كه مردم مىبايست به او گرايش پيدا كنند و در ادارهء حكومت و رفع دشواريهاى آن صاحب طريقهاى بود كه بايد به مردم شناسانده مىشد ، در نظر شيعيان هم چيزى از اين توصيفات كم نداشت و بكله زيادتر از اين هم بود . زيرا شيعهء اماميه اعتقاد دارد كه سخن و عمل و تقرير على ، حجت است .
تعليل ماسينيون مبنى بر آنكه كتاب شيعه ، امامى بود كه در زمان ايشان مىزيست ، نيز خطاست . زيرا در نظر اماميه ميان امامى كه در دورهء آنان زندگى مىكند با امامى كه در دورههاى ديگر زندگى مىكرد تفاوتى وجود ندارد . زيرا گفتار و كردار و تقرير همهء آنها ، براى شيعيان حجت است ، اگر چه على در اعتقاد آنان ، برترين ائمه است زيديه و فرقهء بتريهء آنان اعتقاد به امامت شيخين دارند . اما ديگر فرقههاى آنان و نيز بتريه شرط كردهاند كه پس از شيخين امام بايد از ميان فرزندان على و فاطمه انتخاب شود و بنابراين در اين جهت هيچ تفاوتى ميان آنان و شيعيان اماميه وجود ندارد . استاد ماسينيون سخنانى گفته كه در حوزهء تخصص و محدودهء اطلاعات او نبوده است . گفتهاند از ماسينيون دربارهء انگيزهء شريف رضى در انتخاب نصوص نهج البلاغه پرسش شد كه آيا وى اين كار را به خاطر ذوق ادبى انجام داده يا انگيزهء وى همان كشمكشهايى بوده كه او بر سر اماميه داشته است ؟
ماسينيون پاسخ داده است : كشمكشهايى كه او بر سر اماميه داشت در انتخاب و جمعآورى مطالب نهج البلاغه تأثير داشته است . زيرا خطبههاى ديگرى به على نسبت داده شدهاند كه پيش از عصر رضى معروف بودند اما وى اين خطبهها را به خاطر مخالفت با عقيدهء اماميه ، در نهج البلاغه ذكر نكرده و چه بسا كه وى تحت تأثير اين كشمكشها گفتههايى را كه از على نبوده در كلام آن حضرت داخل كرده و يا در برخى از خطبهها تصرف كرده و آنها را حذف و قصر نموده و به آنها چيزهايى افزوده است . اما تمام اينها وى را از اعتراف به اينكه كلام على به نحوهاى قابل تقدير در اين كتاب سايه افكنده ، بازنداشته است . اين سخن ماسينيون نيز خطاست . بلكه انگيزهاى كه شريف رضى را به انتخاب و جمعآورى مطالب نهج البلاغه وادار كرد همان ذوق ادبى و بلاغت و فصاحت بود نه كشمكش بر سر اماميه ، آنچنان كه ماسينيون پنداشته است .
همچنين سخن اين مستشرق كه گفته است : « پيش از عصر رضى سخنانى به على نسبت
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 778
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٧٧٨