تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 774

مساهمون:

ص٧٧٤

جواب آن است كه پيامبر نيز در مواردى خود را ستوده مانند : « انا افصح من نطق بالضّاد « 90 » و انا سيد ولد آدم « 91 » و ستايش نفس اگر به خاطر غرضى صحيح انجام پذيرد ، نمىتوان بدان ايرادى وارد كرده با آنكه اين روايت در اسد الغابه نيز نقل شده است . ايراد ديگر آن است كه در اين كتاب بسيارى سخنان پيامبر ( ص ) نيز وارد شده است . پاسخ : به راستى ما نمىدانيم چه مانعى دارد كه برخى از سخنان على ( ع ) از باب توارد خاطر خصوصا در معانى كثير الاستعمال ، با گفتار پيامبر ( ص ) موافقت داشته باشد ؟ ! حال آنكه در ميان سخنگويان و شاعران توارد خاطر ، فراوان روى مىدهد . از طرف ديگر على ( ع ) در دامن پيامبر رشد يافته و به خلق و خوى او بار آمده بنابراين شگفتى ندارد اگر وى در سخنان خود برخى از آراء و اعتقادات پيامبر را دربارهء زندگى مطرح كند . ايراد ديگر آن است كه در ميان سخنان على ، بسيارى از سخنان عمر بن خطاب جاى داده شده است . اين ايراد نيز همانند اعتراضات گذشته بىاساس است . با آنكه ظن ما ، اگر نگوييم يقين ، آن است كه بسيارى از سخنان على ( ع ) را به عمر نسبت داده‌اند . ايراد ديگرى كه ذكر كرده‌اند آن است كه در ميان گفتار على ( ع ) ، سخنانى از ابن مقفع در كتاب رسائل البلغاء به چشم مىخورد . پاسخ ما به اين ايراد آن است كه موافقت كلام ابن مقفع با سخنان على ( ع ) ما را راهنمايى مىكند كه وى اين سخنان را از على ( ع ) اخذ كرده و اين سخنان باعث ترديد دربارهء نسبت اين سخنان به على ( ع ) نمىشود . ايراد ديگر دربارهء اختلافات و كم و كاستيهايى است كه در ميان بعض نسخ نهج البلاغه ديده مىشود . نهج البلاغه كه اكنون در دست ماست ، به همان ترتيبى كه شريف رضى آن را گرد آورده بود ، به ما نرسيده است بلكه پس از وفات رضى و مرتضى و حتى پس از وفات شارح آن ، ابن ابى الحديد ، در سال 654 ه با مرور زمان بر حجم آن افزوده شده است . زيرا نسخه‌اى كه شيخ محمد عبده ، بر آن تعليق نوشته و در بيروت به چاپ رسيده حدود پنجاه صفحه در جلد اول ، از ص 377 - 433 ، اضافه بر نهج البلاغه‌اى كه ابن ابى الحديد آن را شرح كرده است ، دارد . جواب : ما به نسخه‌اى كه در بيروت به چاپ رسيده و شيخ محمد عبده بر آن تعليقه زده بود ، مراجعه كرديم و ديديم كه پايان جلد اول آن نهج البلاغه ص 258 و پايان جلد دوم آن ص 150 بود . پس آن پنجاه صفحه‌اى كه شيخ محمد عبده بر آن تعليقه نوشته و ابن ابى الحديد آنها را روايت نكرده كجاست ؟ ! و اين مقدار برابر با پنج جزء نخستين مىشود . پس بدون ترديد بايد گفت : اين ناقد اشتباهى كرده و نقد خود را نيز بر آن اشتباه پايه گذارده است و به عبارتى خطا بر روى خطا بوده . نسخ خطى و چاپى نهج البلاغه

هامش
( 90 ) من فصيح‌ترين كسى هستم كه صاد را گفته است .
( 91 ) من سرور فرزندان آدمم .