تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 773

مساهمون:

ص٧٧٣

همچنين سخنانى كه على ( ع ) طى نامه‌اى دربارهء عمرو بن عاص و معاويه نگاشته بود ، كمتر از آنچه بود كه اين دو سزاوار آن بودند . ايراد ديگر ، خبر دادن على ( ع ) از بسيارى از امور غيبى است . اما آن حضرت خود مىفرمود : اين علم به غيب نيست بلكه وى آنها را از صاحب علم فرا گرفته است . همچنين ايراد كرده‌اند كه در اين كتاب عباراتى است كه با احكام شريعت تصادم دارد . مانند فرمايش آن حضرت كه : « لا تطيعوهن فى المعروف حتى يطمعن فى المنكر » « 87 » زيرا نهى وى از اطاعت از زنان در امور نيك و پسنديده با احكام اسلامى سازگارى ندارد . پاسخ آن است كه : مراد على ( ع ) جلوگيرى از انجام كار پسنديده‌اى كه زنان بدان فرمان داده‌اند نيست ، بلكه نهى آن حضرت از اظهار اين مطلب است كه كسى بگويد كار نيك من به سبب اطاعت از زنان بود . تا بدين وسيله زنان در دستور به كارهاى زشت و ناپسند در مردان طمع ببندند كه اگر اطاعت نشوند بر مردان خشم مىگيرند و آنان را به رنج و ناراحتى دچار مىكنند و اگر آنها از اطاعت مردان از خود نوميد شوند ، مردان نيز از مشقت مخالفت با آنها مىرهند . و ضمنا ضعف آراى زنان نيز آشكار است و نيازى به برهان و دليل ندارد . همچنين ايراد كرده‌اند كه على ( ع ) دربارهء خداوند گفته است : « يقول لما اراد كونه كن فيكون لا بصوت يقرع و لا بنداء يسمع و انما كلامه سبحانه فعل منه أنشأه و مثله لم يكن من قبل ذلك كائنا و لو كان قديما لكان الها ثانيا » « 88 » . معترضان گويند اين سخن از ادلهء معتزله دربارهء صفات خداوند است . پاسخ آن است كه : سخن گفتن دربارهء صفات خداوند و اينكه آيا صفات قديمند يا نه ؟ از مسائل ظريف و دشوار كلامى است كه در ميان اماميه و معتزله از يك سو و اشاعره از سويى ديگر دربارهء آنها اختلاف شده است . بنابراين اگر سخن امير المؤمنين با يكى از اين مذاهب سازگارى داشته باشد ما نمىتوانيم سخن حضرت را به اين سبب از او ندانيم . زيرا اين مسأله از جمله مسائل نظرى و دقيق است نه از مسائل بديهه و اوليه . و اگر گروهى خود بر راست بودن عقيدهء خويش ادعا كنند دليل ندارد كه اعتقاد آنها را واقعا راست انگاشت . ايراد ديگر آن است كه على در نهج البلاغه بسيار خود را ستوده است . مانند سلونى قبل ان تفقدونى « 89 » و يا عبارات ديگرى از همين دست .

هامش
( 87 ) از زنان در كارهاى پسنديده فرمانبردارى مكنيد تا در زشتى طمع نبندند .
( 88 ) و چون بخواهد بودن آن را ، مىگويد : شو پس مىشود . آن هم نه به صدايى كه فرو كوبد يا ندايى كه شنيده شود بلكه كلام خداوند سبحان فعلى است از او كه خداوند آن را بيافريند و مانند آن پيش از اين نبوده و اگر آن هم قديم مىبود خداى دومين مىشد .
( 89 ) پيش از آنكه مرا از دست دهيد ، از من بپرسيد .