تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 772

مساهمون:

ص٧٧٢

معتدله خود يكى از اقسام بلاغت است و وجود چنين مبالغه‌اى ، در تقرير ادله بر هر چيزى ، در ميان سخنان علماى پرهيزگار بدون اشكال است . از ديگر ايرادات آن است كه در اين كتاب نكاتى ذكر شده كه مخالف با شيوهء زاهدانهء آن حضرت است . مانند افسوس آن حضرت بر خلافت كه در خطبهء شقشقيه از آن سخن به ميان رفته است . جواب از اين ايراد آن است كه افسوس آن حضرت بر از دست دادن خلافت به هيچ وجه با زهد او منافات ندارد . چرا كه خلافت حق مسلم و فريضه‌اى شرعى براى او به شمار مىآمد . از اين‌رو اندوه و دريغ وى از بازداشتن وى از خلافت ، گناه او به حساب نمىآيد . ايراد ديگر آن است كه در اين كتاب جملاتى مشتمل بر لعن و سرزنش ، وارد شده مانند سخن آن حضرت به ابن عباس « 82 » و سخن او به اشعث بن قيس « 83 » و يا به مغيرة بن اخنس « 84 » و يا در نامه‌اى كه به عمرو بن عاص نگاشت خطاب به او الفاظى تند و خشن ايراد كرده « 85 » . و يا در نامه‌اى كه به عثمان بن حنيف نوشته و دربارهء معاويه به تندى ياد كرده است « 86 » . پاسخ از اين موارد آن است كه مقصود امير المؤمنين از سخنى كه در مورد طلحه گفته نشان دادن سرسختى طلحه بوده و اين تعبير در آن دوران فحش و ناسزا به حساب نمىآمده است . از اين گذشته كسى كه شكنندهء بيعت خود را نكوهش مىكند و به قصد جنگيدن با او بيرون مىآيد و هر جا كه بر او دست يابد او را مىكشد ، در گفتن اين جمله چه بعدى مىتواند داشته باشد ؟ ! . اما اشعث منافق و دشمن على بود و كارهاى آن حضرت را به تباهى مىكشانيد . از اين‌رو هيچ تعجبى ندارد كه على ( ع ) دربارهء او چنين گويد . همچنين مغيرة بن اخنس به گونه‌اى با آن حضرت سخن گفت كه بىسابقه بود . وى به هنگام مشاجره‌اى كه ميان على و عثمان روى داد به هواخواهى عثمان برخاست و گفت : من در برابر على براى دفاع از تو كافى هستم . و آن حضرت در پاسخ اين سخن او چنين فرمود .

هامش
( 82 ) لا تلقين طلحه فإنك ان تلقه كالثور عاقصا قرنه يعنى : با طلحه روبه‌رو مشو كه او را همچون گاوى كه شاخ خود را تيز كرده ، مىيابى .
( 83 ) « عليك لعنة اللّاعنين حائك بن حائك و منافق بن كافر . » يعنى : نفرين لعنت كنندگان بر تو باد اى بافنده پسر بافنده و اى منافق پسر كافر .
( 84 ) « يا ابن اللعين الابتر يعنى » : اى ملعون دم بريده .
( 85 ) « فطلبت فضله ابتاع الكلب الضرغام » . يعنى : تو زيادهء او ( معاويه ) را درخواست كردى همچون پيروى سگ از شير .
( 86 ) « و سأجهد فى ان اطهر الارض من هذا الشخص المعكوس و الجسم المركوس » . يعنى : تلاش خواهم كرد تا زمين را از اين شخص وارونه و كالبد سرنگون پاك سازم » .
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 772 | على حجت كرمانى / السيد محسن الأمين