مخالفت دارد و از فصاحت و شهرت به دور است . از جملهء اين كلمات ، واژهء معلول است كه در سخن آن حضرت ، و كل خوف محقق الاخوف الله فانه معلول » و نيز « و كل قائم فى سواه معلول » ، وارد شده . حال آنكه اين واژه در كلام صحيح راه نيافته است . زيرا اسم فاعل از عل ، يعل ، عليل و اسم مفعول آن از باب افعال ، معل است .
در پاسخ اين ايراد از سخن صاحب صحاح ، جوهرى ، استفاده مىكنيم كه بر صحت كاربرد معلول از عل تصريح كرده و گفته است : « على الشى فهو معلول » . صاحب قاموس گويد : « عل يعل و اعتل و اعله الله تعالى كه اسم فاعل از آن معل و عليل است » . اما اسم مفعول آن را معلول مگو . اما متكلمان اين واژه را به كار مىبرند ولى من بر آن اطمينان ندارم .
در تاج العروس آمده است : « ابو اسحاق لفظ « معلول را در عروض به كار برده » وى در شرح قول او گويد : و من بر آن اطمينان ندارم . زيرا تعبير معروف « معل » است مگر آنكه وى به مذهب سيبويه كه مجنون و مسلول را نيز جايز مىداند ، عمل كرده باشد .
بدين ترتيب روشن شد كه لفظ معلول عربى است و از جانب جوهرى ، مؤلف صحاح كه پيشواى لغويون به حساب مىآيد ، بر آن تصريح شده . و عدم اطمينان فيروزآبادى بر صحت اين لغت ، نمىتواند عدم صحت آن را ايجاب كند . علاوه بر آنكه مؤلف صحاح بر صحت چنين واژهاى اطمينان دارد . و با توجه به اسم مفعولهايى كه از حم و جن ساخته شده است مىتوان ساخت معلول از عل را نيز جايز شمرد . و همين كه اين واژه در سخن على به كار رفته است مىتوان بر صحت آن يقين پيدا كرد . و بهتر است به جاى آنكه استدلال شود چون اين لغت در نهج البلاغه به كار رفته پس آن از درجهء اعتبار ساقط است چنين استدلال كنيم كه چون اين لغت در نهج البلاغه به كار رفته ، مىتوان بر وجود صحت آن اطمينان يافت .
از جمله اعتراضات ديگر بر نهج البلاغه ورود تركيب التقى به است كه عرب آن را به صورت التقى الرجلان به كار مىبرد .
پاسخ از اين ايراد آن است كه اگر عرب عبارت التقى الرجلان را به كار مىبرد ، پس اين معترض چه مىگويد كه شايد گوينده در اين باره قصد داشته بگويد او با مرد ديگرى برخورد ( التقا ) كرده است . آيا گوينده در اين صورت مىتواند عبارتى جز « التقيت به » را به كار برد ؟ علاوه بر اين ، تضمين در زبان عربى بسيار شايع است و در اينجا هم مانعى ندارد كه مقصود از التقى اجتمع باشد . و از اينرو آن حضرت التقى به گفته است چنان كه اجتمع به گويند . و عدم نص لغويون بر صحت استفاده از اين تركيب ، آن را ناصحيح نمىشمارد . زيرا بسيارى از كاربردهاى صحيح عربى وجود دارد كه از چشم لغويون به دور مانده است . مثلا
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 770
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٧٧٠