تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 730

مساهمون:

ص٧٣٠
ماجرايى كه نقل كرديم ناخشنود بود ، از او رضا شد . شبيب از نصيبين آمد و كميل را ديد كه با شاميان جنگيده است . وى اين پيروزى را بر كميل تبريك گفت و خود به تعقيب شاميان پرداخت اما نتوانست به آنان دسترسى پيدا كند . پس از فرات گذشت و سپاهش را پراكند و بر شاميان حمله كرد تا به بعلبك رسيد . معاويه حبيب بن مسلمه را در پى آنان فرستاد . اما حبيب نتوانست آنان را بيابد و شبيب بازگشت . او بر نواحى رقه حمله كرد . در ولاياتى كه هوادار عثمان بودند هر چه اسب و چهار پا و سلاح يافت ، گرد آورد و با نوشتن نامه‌اى على ( ع ) را از اين امر آگاه كرد . على ( ع ) در پاسخ به نامهء او ، وى را از گرفتن اموال مردم ، به جز اسب و سلاحى كه با آن جنگ كرده بود ، منع كرده ( از على ( ع ) به دور بود كه مانند معاويه عمل كند ) . على ( ع ) فرمود : خدا شبيب را بيامرزد . به نقاطى دور حمله كرد و پيروزى را سرعت بخشيد .

حملهء حارث بن نمر تنوخى بر ساكنان جزيره

ابن اثير گويد : چون يزيد بن شجره به سوى معاويه بازگشت ، وى حارث بن نمر تنوخى را به جزيره گسيل كرد تا پيروان على ( ع ) را گرفتار كند و نزد معاويه ببرد . او از مردم دارا هفت تن از بنى تغلب را گرفت . عده‌اى از بنى تغلب از على ( ع ) برگشته و به معاويه پيوسته بودند . آنها از حارث خواستند كه اسيران قوم خود را رها كند ولى نكرد . آنان هم از معاويه كناره گرفتند . معاويه به على ( ع ) نوشت كه اسيرانى كه جزو ياران يزيد بن شجره بودند و به دست معقل گرفتار شده بودند با اسيرانى كه از ياران على نزد او هستند ، مبادله كند . على نيز اسيران را مبادله كرد و شخصى به نام عبد الرحمن خثعمى را به ناحيهء موصل فرستاد تا مردم تسكين يابند . در ميان راه بنى تغلب ( كه از معاويه كناره گرفته بودند ) با وى برخوردند . آنان به عبد الرحمن ناسزا گفته جنگ كردند و وى را كشتند . على ( ع ) خواست سپاهى به سوى آنان روانه كند كه قبيلهء ربيعه به او گفت : آنان از دشمن تو كناره گرفته و تحت فرمان تو در آمده‌اند و نمايندهء تو را از روى خطا كشته‌اند پس از تعقيب آنان دست بازدار .