تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 732

مساهمون:

ص٧٣٢

ولايت زياد بن أبيه در فارس

ابن اثير گويد : در اين سال ، على ( ع ) ، زياد را به ولايت كرمان و فارس ( شيراز و نواحى آن ) منصوب كرد . زيرا پس از قتل ابن حضرمى مردم اختلاف كردند و بر على ( ع ) شوريدند . اهل فارس و كرمان بر آن شدند تا از پرداخت خراج سرباززنند و عامل خود ، سهل بن حنيف را بيرون راندند . على ( ع ) با مردم به رايزنى پرداخت . جارية بن قدامه به على ( ع ) پيشنهاد داد كه زياد بن أبيه را به ولايت آنجا بگمارد و گفت : او مردى با تدبير و دانا به سياست و براى ولايت بسيار كار آمد است . پس على ( ع ) به ابن عباس دستور داد كه زياد را به ولايت بگمارد . ابن عباس نيز زياد را به همراه عده‌اى بدانجا رهسپار كرده برخى نيز گفته‌اند : ابن عباس پيشنهاد ولايت زياد را مطرح كرد . زياد نيز همواره به سران آنان پيغام مىفرستاد و آنها را به اطاعت و تسليم و ترك خلاف دعوت مىكرد . وعدهء مساعدت مىداد و مخالفان را بيم مىداد . نيز عده‌اى را به جان عده‌اى ديگر مىانداخت تا آنكه فارس تحت اختيار او درآمد و نيازى به لشكركشى و جنگ احساس نكرد . ولى فرجامى خوش نصيب زياد نشد . چرا كه وى در زمان خلافت امام حسن ( ع ) ، به معاويه پيوست . به شهادت ابو مريم خمار ، ابو سفيان با مادر زياد كه در همسرى عبيد بود ، زنا كرد . زياد بر شيعهء على ( ع ) و فرزندان آن حضرت بسى مضرتر از فرعون بر بنى اسرائيل بود .

حملهء بسر بن ابى ارطاة بر حجاز و يمن سال 40 هجرى

بسر صحابى و از پيروان معاويه بود . وى در جنگ صفين حضور داشت و در كشف عورت خود به عمرو اقتدا كرد ، كه شرح آن در ذكر جنگ صفين گذشت . ما در شرح زندگى در حرف باء از اين كتاب ، مفصلا به آن پرداخته‌ايم و حملهء او به حجاز و يمن و نيز اعمال زشت و رسوايىآور وى را ذكر كرده‌ايم . ابراهيم بن هلال ثقفى در كتاب غارات و ابن اثير در ذيل حوادث سال 40 ه نوشته‌اند : معاويه ، بسر بن ابى ارطاة را به همراه سه هزار تن روانه كرد و به او گفت : برو تا به مدينه و مكه و صنعاء برسى . در آنجا به هر كس برخوردى كه در طاعت ما نبود ، مالش را غارت كن . بسر به مدينه درآمد . ابو ايوب انصارى كه از جانب على ( ع ) به سمت عامل آن شهر منصوب شده بود ، با آمدن آنان گريخت . بسر به شهر مدينه وارد شد و بر منبر رفت و مردم و انصار را به باد ناسزا گرفت و مردم را تهديد كرد و گفت : اى جماعت يهود و برده‌زادگان . و نيز گفت : به خدا قسم اگر دستور معاويه نبود در اين شهر يك شخص بالغ بر جاى نمىگذاشتم . سپس
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 732 | على حجت كرمانى / السيد محسن الأمين