خانههايى را خراب كرد و عدهاى ، از جمله جابر بن عبد الله را به بيعت معاويه مجبور كرد . و ابو هريره را بر آنان گماشت . آنگاه راه مكه را در پيش گرفت . با آمدن آنها ، قثم بن عباس ، عامل على ( ع ) از شهر گريخت . بسر مكيان را به باد ناسزا و نكوهش گرفت و عدهاى را در سر راهش كشت و اموال بسيارى را گرفت و مردم را به بيعت با معاويه ، مجبور كرد . آنگاه به طرف يمن رفت . عامل يمن ، عبيد الله بن عباس ، از آن شهر گريخت . بسر دو فرزند عبيد الله را كه كودك بودند ، گرفت و كشت . مبرد گويد : بسر آن دو را از زير دامن مادرشان گرفت و سپس بر درج صنعاء سر بريد . ما در آن دو كودك كه شاهد اين صحنه بود ، ديوانه شد و هميشه در مراسم ( حج و عيد و . . . ) اين شعر را مىخواند :
كيست كه دو فرزندم را پيدا كند . آنها مانند دو مرواريد بودند كه صدف از آنها برداشته شد .
ما اين ابيات را در ذيل شرح زندگينامهء اين زن ، بيان كردهايم . بسر عدهاى از شيعيان على ( ع ) در يمن را كشت . ابراهيم ثقفى مىنويسد : بسر در اين مأموريت ، سه هزار تن را كشت و عدهاى را به آتش سوزاند . ( البته او و نيز كسى كه وى را بدين مأموريت روانه كرده بود هر دو مجتهد مثاب هستند كه عدالت آنان نيز تثبيت شده است چون هر دو صحابى پيامبر ( ص ) بودند ! ) على ( ع ) از اين ماجرا آگاه شد و جارية بن قدامه سعدى را با دو هزار تن و نيز وهب بن مسعود را با دو هزار تن بسيج و رهسپار كرد . جاريه به طرف بصره رفت و سپس راه حجاز را در پيش گرفت تا به يمن رسيد . بسر از آمدن جاريه مطلع شد و به طرف يمامه رفت . جاريه به سوى نجرانيان رفت و عدهاى از هواخواهان عثمان در آنجا را كشت . سپس دوباره به دنبال بسر روانه شد . بسر از سويى به سويى ديگر مىگريخت تا آنكه از همهء شهرهاى تحت حكومت على ( ع ) بيرون رفت . مردم نيز وقتى ديدند بسر از رويارويى با جاريه مىگريزد ، به خاطر بداخلاقى و ظلم و ستمى كه در حق آنان روا داشته بود ، در صدد تعقيب وى برآمدند . جاريه نيز او را دنبال كرد تا آنكه به مكه رسيد . ( در اين هنگام على ( ع ) به شهادت رسيده بود . ) او به مردم آن شهر گفت : با امير مؤمنان ( ع ) بيعت كنيد . گفتند : او كشته شد . با چه كسى بايد بيعت كنيم ؟ گفت : با كسى كه ياران على ( ع ) با او بيعت كردهاند . آنان از ترس وى با حسن ( ع ) بيعت كردند . سپس جاريه وارد مدينه شد . ابو هريره در آنجا با مردم نماز مىخواند . پس از ترس وى گريخت . جاريه گفت : من اگر بر ابو سنور ( گربه ) دست مىيافتم او را مىكشتم . سپس به مردم مدينه گفت : با حسن بن على ( ع ) بيعت كنيد . آنان نيز بيعت كردند و جاريه هم به كوفه بازگشت .
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 733
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٧٣٣