تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 725

مساهمون:

ص٧٢٥
نامه را خطاب به ابن عباس بدانيم ، طاعت هميشگى او از امير مؤمنان ( ع ) چه در زمان حيات و چه پس از وفات آن حضرت ، ما را از چنين احتمالى بازمىدارد . و اگر بخواهيم بگوييم اين نامه خطاب به كس ديگرى است نمىدانيم خطاب به كدام يك از بستگان امير مؤمنان ( ع ) كه از متن نامه بر مىآيد بايد به يكى از خويشان نزديك يا پسر عموهايش باشد ، برمىگردد ؟ نگارنده : پس از آنكه بسيارى از نويسندگان تصريح كرده‌اند كه اين نامه از امير مؤمنان ( ع ) خطاب به ابن عباس نوشته شده است و نيز وجود عبارات و مضامين واضح و روشن كه خود دليل است بر اينكه اين نامه نبايد خطاب به ديگرى غير از ابن عباس باشد ، ديگر مجالى براى شك و ترديد باقى نمىگذارد . چنين مىنمايد كه مسأله مفارقت ابن عباس از على ( ع ) و برداشتن اموال بيت المال بصره توسط او داستانى مشهور بوده است . زيرا از قيس بن سعد بن عباده نقل شده كه او براى سپاهى كه حسن ( ع ) براى ديدار معاويه روانه كرده بود ، و امير سپاه عبيد الله بن عباس آنان را ترك گفته و به سوى معاويه رفته بود ، سخنرانى مىكرد . پس جمله‌اى گفت كه معنايش اين بود : از كردهء عبيد الله بيمناك مشويد . زيرا آنان پدرشان عباس را در جنگ بدر به مقابلهء با پيامبر ( ص ) فرستادند و پسرش ، عبد الله ، هم بيت المال بصره را براى خود گرفت و به مكه گريخت و ديديد پسر او ، عبيد الله ، هم چه كرد : ابن زبير هم او را به خاطر اين عمل نكوهش كرد . ابن زبير گفت : ابن عباس بيت المال بصره را برداشت و مسلمانان آن شهر را وانهاد تا هسته بشكنند . ابن عباس هم اين گفته را رد نكرد و گفت : او اين كار را كرد چون ما در بيت المال بصره صاحب حق بوديم و او هم حق خود را برداشت . ابن ابى الحديد گويد : بيشتر نويسندگان ، قول نخست را پذيرفته‌اند . و برخى ديگر ، كه تعدادشان اندك است گفته‌اند : اين فرد ابن عباس نبوده و او از على ( ع ) هم جدا نشده و با او مخالفت نكرده بلكه وى همواره تا زمانى كه على ( ع ) كشته شد ، امارت بصره را عهده‌دار بوده است . سپس ابن ابى الحديد گويد : اين قول در نظر من شايسته‌تر و صحيح‌تر است . علامهء حلى در كتاب خلاصه گويد : ابن عباس چنان دوستدار على ( ع ) بود كه نمىتوان آن را پنهان داشت . و كشى احاديثى دربارهء ابن عباس نقل كرده كه متضمن قدح به شخصيت اوست اما بايد گفت ابن عباس اجل از اين سخنان بوده است . از جملهء اين احاديث ، حديث جدايى ابن عباس از على ( ع ) و برداشتن بيت المال بصره است كه قبلا دربارهء آن گفت‌وگو كرديم . حديث ديگر نيز بر گرفته از نامه امير مؤمنان به ابن عباس و پاسخ اوست . شهيد ثانى در حاشيهء خلاصه گفته است : تمام احاديثى كه كشى نقل كرده و متضمن قدح به شخصيت ابن عباس است ، پنج حديث است كه سند تمام آنها ضعيف است . سيد بن