پس از تصريح كشى بر اينكه اين نامه خطاب به ابن عباس نوشته شده نياز به نقل قول ابن ابى الحديد نيست . كسانى كه قول نخست را پذيرفتهاند به الفاظى كه در اين نامه ذكر شده استدلال كرده و گفتهاند از عباراتى مانند تو را در امانتم شريك ساختم . . . ، در ميان خويشانم در نظر من كسى مطمئنتر از تو نبود ، و نيز سه بار در اين نامه لفظ پسر عمويت آمده و در جاى ديگر گفته شده : پدرى براى غير تو نباشد . و اين عبارت را در چنين جايى به كار مىبرند اما در موارد ديگر كه قصد نابودى مردم باشد مىگويند پدرى براى تو نباشد ( لا ابا لك ) « 67 » و نيز فرمايش آن حضرت : اى كسى كه در نظر ما از خردمندان به شمار مىآمدى و نيز اگر حسن و حسين دست به چنين كارى مىزدند . . . دلالت دارد بر اينكه مخاطب اين نامه فردى نزديك به على بود كه حسن و حسين را به جاى او مثل زده است . كشى و ابن ابى الحديد گويند : « 68 » ابن عباس در پاسخ اين نامه نوشت : نامهء تو به دستم رسيد كه در آن اموالى را كه از بيت المال بصره برداشته بودم ، كارى بزرگ دانسته بودى . به جان خودم حق من در بيت المال بسى بيشتر از آنچه بود كه براى خود گرفتم . پس على ( ع ) به او نوشت : شگفتا ! كه نفس تو برايت چنين توجيه كند كه حق تو در بيت المال بيش از حق يك نفر مسلمان است . به من خبر رسيده است كه تو در مكه سكنى گزيدهاى و در آنجا به وسيلهء آن مال قربانى مىكنى و مولدات مكه و مدينه و طايف را با آن پول مىخرى و از آنها جلوى چشمت اختيار مىكنى و مال ديگران را در مقابل خريد آنها مىدهى . پس بازگرد . خدا تو را به هدايت رهنمون شود . و به سوى پروردگارت توبه كن و اموال مسلمانان را به ايشان برگردان . پس در مدتى نه چندان طولانى ، هر آنچه جمع كردهاى پراكنده خواهد شد و هر چه را گرد آوردهاى ، وامىنهى ، و در شكافى از زمين بدون بالش و بسترى نهان مىشوى . دوستان را ترك مىگويى و در خاك مسكن مىگيرى و با حسابكشى خداوند روبهرو خواهى شد . در حالى كه بدانچه وانهادهاى نيازى ندارى و بدانچه پيش فرستادهاى شديدا محتاجى . ابن عباس ، در پاسخ او نوشت : تو بسيار سخن گفتى . به خدا قسم اگر به ديدار خدا بروم ، در حالى كه از تمام گنجهاى زمين اعم از طلا و طلاى ناب و نقره برخوردار باشم ، براى من محبوبتر است از آنكه خدا را ملاقات كنم در حالى كه خون مردى مسلمان بر گردنم باشد . نگارنده گويد : قبول سخنى كه ابن اثير از ابن عباس در برخورد با ابو الاسود دئلى نقل كرده است ، مشكل مىنمايد . زيرا ابن عباس خود ، آگاهترين مردمان نسبت به فضل
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 723
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٧٢٣
هامش
( 67 ) . در كتاب كشى لا ابا لك آمده و اين مىتواند از اشتباه نساخ ناشى شود . زيرا امير مؤمنان اجل از آن بود كه به عمو و پسر عمويش چنين سخنى بگويد .
( 68 ) . عبارات از ابن ابى الحديد است .