اخبار على ( ع ) با عبد الله بن عباس
ابن عباس شاگرد و دوست صميمى على ( ع ) بود . اضافه بر آن چيزهايى نيز از پيامبر ( ص ) آموخته بود و براى همين او را حبر الامّه نام نهاده بودند . وى در سه جنگ جمل و صفين و نهروان ، شركت جست و از جانب على ( ع ) به ولايت بصره گمارده شد . همچنين آن حضرت بارها او را به مأموريتهاى مهم فرستاد از جمله وى را پس از جنگ جمل ، به نزد عايشه فرستاد . ابن عباس در اين مأموريت جايگاهى ويژه داشت و حجتى قاطع ارائه كرد . همچنين وى ، از سوى على ( ع ) براى امر حكميت نامزد شد كه همان زاهدان كوردل از پذيرفتن وى خوددارى كردند . على ( ع ) در جنگ نهروان نيز ، ابن عباس را روانه كرد و او با روشنترين دلايل با آنان احتجاج كرد . همچنين ابن عباس ، در يارى رساندن به على ( ع ) و فرزندان وى بارها تلاش كرد . از جمله وقتى بر زمزم مىگذشت و شنيد يكى از شاميان به على ( ع ) ناسزا مىگويد و مورد ديگر وقتى بود كه با عبد الله بن زبير و با معاويه در گفتوگو شد . وى همان كسى بود كه پس از قتل امام حسين ( ع ) نامهاى به يزيد نوشت و اگر حسنين ( ع ) سوار مىشدند او ركاب مركوب آنان را به دست خود مىگرفت . كسى روايت كرده است كه چون هنگام مرگ ابن عباس فرا رسيد گفت : « خدايا من بر آنچه على زنده كرد زندگى كردم و بر آنچه او مرد مىميرم » .
آنچه دربارهء جدايى ابن عباس از على ( ع ) و گرفتن اموال بصره ، به وى نسبت مىدهند
به ابن عباس نسبت مىدهند كه از امير مؤمنان ( ع ) جدا شد و مال بصره را برداشت و به مكه رفت . البته عدهاى اين سخن را انكار كردهاند . كشى در رجال به نقل از زهرى از حارث روايت كرده است : على ( ع ) عبد الله بن عباس را به ولايت بصره گمارد . او هم هر مالى كه در بيت المال بصره موجود بود برداشت و به مكه رفت . مبلغى كه او برداشته بود يك ميليون درهم بود . پس على ( ع ) وقتى از اين خبر آگاه شد بر فراز منبر بر آمد و گريست و گفت : اين پسر عم رسول خداست كه با آن مرتبه علم و ارزش دست به چنين كارى زد . پس به كسانى كه پايينتر از اويند چگونه مىتوان اعتماد كرد . . . ابن اثير در ذيل حوادث سال 40 هجرى مىنويسد : در اين سال عبد الله بن عباس از بصره بيرون و به مكه وارد شد . اين سخن را بيشتر سيرهنويسان ، گفتهاند اما بعضى نيز آن را مردود دانستهاند . ابن اثير گويد : ابن عباس تا زمانى كه على ( ع ) زنده بود ، عامل آن حضرت بر شهر بصره بود و چون على ( ع ) كشته شد و صلح امام حسن ( ع ) با معاويه را ديد به طرف مكه رهسپار شد . و قول نخست در نظر من