تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 718

مساهمون:

ص٧١٨
را به ما تسليم كن . خريت گفت : راهى براى اين كار نيست . زياد ، يارانش را فرا خواند و خريت هم اصحاب خود را دعوت كرد . هر دو گروه كار زارى سخت كردند . چنان با نيزه بر يكديگر زدند كه نيزه‌اى باقى نماند و با شمشيرها به هم زدند تا جايى كه شمشيرها خم برداشت و همهء اسبانشان رم كردند . شمار مجروحان در بين آنان بالا گرفت . از ياران زياد دو تن و از آنان پنج تن كشته شدند . زياد خود مجروح شد و شب ميان آنان فاضل شد و خريت با استفاده از فرصت گريخت و زياد به بصره رفت . خبر رسيد كه خريت به اهواز رفته و دويست تن در نزد او گرد آمده‌اند و علوجيان يكى از قبايل اهواز نيز به او پيوسته‌اند . آنان كاهش خراج را خواستند و دزدان و طايفه‌اى را از عرب رأى او را پسنديدند و اهل خراج نيز مايل به كاهش خراج شدند و مبلغ مقررهء آن را كاستند . زياد نامه‌اى به على ( ع ) نوشت و آن حضرت را در جريان اين ماجراها قرار داد . زياد خود در بصره مانده بود و مجروحان را درمان مىكرد و انتظار فرمان على ( ع ) را مىكشيد . آن حضرت ، معقل بن قيس را به فرماندهى دو هزار تن از كوفيان به جنگ خريت گسيل كرد و به ابن عباس نوشت كه از ميان بصريان يك تن را كه شجاع و معروف به صلاح باشد تعيين كند و به فرماندهى هزار تن از بصريان بگمارد و به معقل ملحق شود . و چون به معقل رسيد معقل فرماندهء همگان مىشود . آن حضرت همچنين نامه‌اى به زياد بن خصفه نوشت و از تلاش او سپاسگزارى كرد و او را به بازگشت فرمان داد . چون معقل آمادهء حركت شد ، على ( ع ) سفارشهايى به او كرد و گفت : تا جايى كه مىتوانى تقواى الهى را پيشه كن . و بر مسلمانان سركشى و بر اهل ذمه ستم مكن . تكبر مكن كه خدا متكبران را دوست ندارد . اين وصيت امير مؤمنان ( ع ) به سپاهيانش بود و حال آنكه سفارش معاويه به سپاهيانش آن بود كه هر كس را كه در طاعت على بيابند بكشند و اموال او را به غارت برند . و مىگفت : غارت اموال كمتر از كشتن مردان نيست . البته معاويه مجتهد بود و با اين سخنان پاداشى الهى و خانهء آخرت را جست و جو مىكرد ! معقل راهى شد و خالد بن معدان طايى به عنوان نيروى كمكى به او رسيد . آنان در نزديكى كوهى از كوههاى رامهرمز به خوارج دست يافتند . معقل و خريت صفوف ياران خود را مرتب كردند . معقل دو بار سر خود را تكان داد و بار سوم حمله كرد . خوارج ساعتى در برابر آنان پاى افشردند اما شكست خوردند . ياران معقل هفتاد تن از افراد خريت از قبيلهء بنى ناحيه و همراهان آنان از اعراب را كشتند و نزديك به سيصد تن از علوجيان و اكراد را نيز از پاى در آوردند . خريت به اسياف البحر كه تعدادى فراوان از قومش در آنجا بودند ، رفت . وى پيوسته آنان را اغوا مىكرد تا آنكه بسيارى از او پيروى كردند . معقل خبر پيروزى را به على ( ع ) نوشت . آن حضرت ، نامه را بر اصحابش خواند و با آنان مشورت كرد . اصحاب پيشنهاد كردند كه على ( ع ) معقل را فرمان دهد تا خريت را دنبال كند و او را بكشد يا نفى