تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 716

مساهمون:

ص٧١٦
ملحق شد و آنان را فرا خواند اما آنان بر او و يارانش امتناع كردند . پس ياران على ( ع ) او را كشتند و جز پنجاه تن از آنان ، كه امان خواسته بودند ، كس ديگرى از آنها زنده نماند . چهل تن از خوارج مجروح شدند . على ( ع ) فرمان داد تا آنها را به كوفه داخل كردند و به مداواى آنها پرداختند تا بهبود يافتند . اين جنگ در ماه رمضان سال 38 ه واقع شد . اينان از شجاع‌ترين افراد خوارج محسوب مىشدند كه به خاطر جرئت فراوانى كه داشتند ، به كوفه نزديك شده بودند .

خبر خريت بن راشد ناجى و مصقلة بن هبيرة شيبانى با على ( ع )

ابن اثير گويد : از جمله حوادث سال 38 ه خروج خريت بن راشد ناجى از قبيلهء بنى ناجيه بر امير مؤمنان ( ع ) بود . سيصد تن از افراد اين قبيله در ركاب على ( ع ) بودند كه با آن حضرت در جنگهاى جمل و صفين شركت جستند . خريت با سى سوار به سوى امير مؤمنان آمد و گفت : اى على من از فرمان تو و امر تو پيروى نمىكنم و پشت سر تو نماز نمىگزارم و فردا از تو جدا مىشوم . على ( ع ) به او گفت : مادرت به عزايت نشيند ! اگر چنين كنى پروردگارت را نافرمانى كرده و پيمانت را شكسته و جز به خودت زيان نزده‌اى . به من بگو چرا چنين تصميمى گرفته‌اى ؟ پاسخ داد : زيرا تو حكميت را پذيرفتى و از حق ناتوان شدى و به ستمگران تكيه كردى . على ( ع ) به او گفت : بيا قرآن را برايت بكاوم و در سنن با تو سخن گويم و امورى را برايت بگشايم كه من از تو بدانها داناترم . شايد آنچه را كه اكنون منكر آنى بشناسى . گفت : من به سوى تو بازگشت‌كننده‌ام . على ( ع ) گفت : شيطان در تو رغبت نكند و نادانان تو را سبكسر نكنند . به خداى سوگند اگر تو مرا به رهبرى برگزينى و گفتار مرا بپذيرى ، من تو را به راه هدايت رهنمون مىشوم . خريت همان شب خارج شد و يارانش را برد . على ( ع ) فرمود : گم شويد ! چنان كه ثمود گم شدند . شيطان امروز بدانها تمايل جسته و آنان را گمراه ساخته است و فردا از آنان بيزارى مىجويد . پس زياد بن خصفه بكرى از بكر بن وائل گفت : اى امير مؤمنان ! فقدان آنان بر ما گران نمىآيد تا بر نبودشان تأسف بخوريم اما ما از آن بيمناكيم كه جمع ما را به تباهى كشند پس به من اجازه ده تا آنان را تعقيب كنم . على ( ع ) فرمود : خدا تو را رحمت كند . برو و در دير ابو موسى فرود آى تا فرمان من به تو برسد . پس اگر آنان قصد خروج داشته باشند ، كارگزارانم به من خبر خواهند داد . زياد به همراه صد و سى تن خارج شد و در دير ابو موسى فرود آمد . قرظة بن كعب انصارى ، عامل على ( ع ) نامه‌اى به آن حضرت نوشت و خبر داد كه خريت و يارانش آهنگ نفّر « 66 »
هامش
( 66 ) . شهرى از نواحى بابل از اعمال كوفه .