امير مؤمنان ( ع ) فرمود : پس از من با خوارج پيكار مكنيد كسى كه در پى حق است و اشتباه مىكند مانند كسى نيست كه در پى باطل است و به آن مىرسد . ابن اثير گويد : چون على ( ع ) از كار جنگ با خوارج آسوده خاطر شد حمد و ثناى الهى را به جاى آورد و گفت : همانا خداوند به شما نيكويى كرد و پيروزى شما را ارج بخشيد . پس اكنون از اين قائله به طرف شاميان حركت كنيد . گفتند : اى امير مؤمنان ! تيرهاى ما تمام و شمشيرهاى ما كند و سر نيزههاى ما بيرون شده است . ما را به ديارمان بازگردان تا آمادگى پيدا كنيم و چه بسا تعداد ما نيز فزونى گيرد . اشعث بن قيس ، نيز اين سخن را پى گرفت . على ( ع ) بازگشت تا در نخيله فرود آمد و به مردم فرمان داد كه در اردوگاه خود بمانند و آمادگى خود را همچنان حفظ كنند و اندك مدتى به ديدار فرزندان و زنان خويش بروند . پس چند روز در نخيله بماندند . سپس پشت سر هم وارد كوفه شده اردوگاه را خالى كردند . به جز تنى چند از مردان معروف در آنجا نماندند . چون على ( ع ) وضع را چنين ديد ، قدم به كوفه نهاد و در رفتن به سوى شاميان ، تصميم تغيير يافته بود . على ( ع ) پىدرپى براى آنان سخنرانى كرد و گفت : اى مردم ! مهياى رفتن به سوى دشمن خود باشيد و بدانيد كسى كه هدف از جهاد خود را تقرب به خداوند عز و جل قرار دهد وسيلهء آن را در نزد خدا بيابد ؟ از حق سرگشته و به قرآن جفا كرده است كه فرمود : و شما براى مبارزه با آنها خود را مهيا كنيد و تا آنجا كه بتوانيد از آذوقه و ابزار جنگى و اسبان سوارى فراهم سازيد « 65 » و بر خداوند توكل كنيد . و خداوند به عنوان كفيل و ياريگر شما ، كافى است . اما مردم بسيج نشدند . سپس آن حضرت سران و بزرگان آنها را فرا خواند و نظر ايشان را جويا شد . برخى از آنان بيمارى را بهانه كردند و برخى ديگر سختى را و تنها عدهء اندكى آمادهء نبرد بودند . سپس على ( ع ) براى آنان سخنرانى كرد و فرمود : بندگان خدا ! شما را چه مىشود كه هرگاه فرمان بسيج به شما مىدهم بر زمين مىچسبيد . يا به زندگى دنيا در برابر حيات آخرت خشنود شده و به تيره روزى و خوارى به جاى عزت و سربلندى خرسند شدهايد . هرگاه شما را به جهاد فرا مىخوانم چشمانتان گرد مىشود گويا شما از ترس مرگ مدهوش مىشويد . خداوند سزايتان دهد ! شما به هنگامى كه به سختى فراخوانده مىشويد جز شيران ژيان در سستى و روبهان حيلهباز نيستند . شما در شبهاى تيره مورد اعتماد من نيستيد . به اميد شما نمىتوان حمله كرد . به خدا سوگند چه بد است آنچه از جنگ باقى مانده . مورد نيرنگ واقع مىشويد اما خود حيله نمىزنيد . و اطراف شما را كاهش مىدهند اما شما كناره نمىگيريد .
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 714
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٧١٤
هامش
( 65 ) آيهء 60 سورهء انفال : وَ أَعِدُّوا لَهُم مَا اسْتَطَعْتُم مِن قُوَّةٍ وَ مِن رِباطِ الْخَيْل .