تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 711

مساهمون:

ص٧١١
را ديدار كنم . شايد خداوند تا آن هنگام دلهاى شما را دگرگون سازد و شما را به وضعى بهتر از آنچه اكنون گرفتار آيند ببرد . خوارج پاسخ دادند : همهء ما قاتلان ايشانيم و همهء ما خون آنها و خون شما را حلال مىشمريم . قيس بن سعد بن عباده نزد آنان رفت ايشان را اندرز داد و با آنان احتجاج كرد و گفت : كارى بس بزرگ مرتكب شده‌ايد . به مشرك بودن ما گواهى داده‌ايد و خونهاى مسلمانان را ريختيد . اما اين سخنان در ايشان اثرى نكرد . ابو ايوب انصارى نيز براى آنان سخنرانى كرد و گفت : ما و شما به همان حال نخستيم كه بوديم . پس چرا با ما مىجنگيد ؟ گفتند : اگر امروز از شما پيروى كنيم فردا تن به حكميت مىسپاريد . گفت : شما را به خدا سوگند مىدهم از بيم فتنهء سال آينده ، امسال فتنه مكنيد . امير مؤمنان ( ع ) نيز به ايشان گفت : اى گروهى كه از سر لجاجت به دشمنى آمده‌ايد و به خاطر هوس از راه حق به كنارى افتاده‌ايد . مگر نمىدانيد كه من خود شما را از پذيرش حكميت بازداشتم و به شما گفتم شاميان تنها به خاطر فريب شما ، حكميت را مىخواهد و آگاهتان كردم كه اين قوم نه اهل دينند و نه اهل قرآن . من بهتر از شما ايشان را مىشناسم . در كودكى و بزرگيشان آنان را تجربه كردم . ايشان اهل مكر و خيانتند و شما هم اگر از راى من سر بتابيد از دورانديشى كناره گرفته‌ايد . اما شما مرا نافرمانى كرديد تا آنكه مجبور به پذيرش حكميت شدم و چون حكميت را پذيرفتم براى آن شروطى قرار دادم و پيمانها گرفتم و از حكمين تعهد گرفتم كه آنچه را كه قرآن زنده كرده است آنان نيز احيا كنند و آنچه را كه قرآن از ميان برده است آنان نيز از ميان ببرند . اما آن دو به اختلاف افتادند و حكم قرآن و سنت را مخالفت كردند . ما نيز به امر آنان اعتنايى نكرديم و هم اكنون بر سر همان كار نخستيم . پس شما را چه مىشود و از كجا مىآييد . گفتند : ما حكميت را گفتيم و قبول كرديم و چون آن را پذيرفتيم گناهكار شديم و بدين سبب كافر شديم و توبه كرديم . پس اگر تو هم مانند ما توبه كنى ما از تو و با توييم و اگر توبه نكنى از ما كناره بگير كه ما با تو منصفانه سر جنگ داريم كه خداوند خيانتكاران را دوست ندارد . على ( ع ) فرمود : به رنج و محنت افتيد ، چنان كه كسى از شما باقى نماناد ! آيا پس از ايمانم به رسول خدا ( ص ) و هجرتم با او و جهادم در راه خدا به كفر خويش اعتراف كنم ؟ ! در اين صورت گمراهم و هدايت شده نيستم . سپس از آنان روى برگردانيد . پس بانگ دادند : با آنان سخنى مگوييد و همگى آمادهء ديدار پروردگار باشيد . مژده ، مژده به سوى بهشت درآييد ! على ( ع ) از پيش آنان برفت و لشكر خود را آراست و خوارج نيز به آرايش سپاه خويش مشغول شدند . طبرى مىنويسد : على ( ع ) پرچم امان را به دست ابو ايوب داد . او خطاب به نهروانيان بانگ زد : كسى كه به زير پرچم درآيد و كسى را نكشته باشد در امان است . و آن كس كه به سمت كوفه يا مداين بازگردد در امان است . پس پانصد تن از آنان به سوى بند نيجين