تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 706

مساهمون:

ص٧٠٦
به اطاعت كامل در مىآورم . آنگاه از هر يك از سران قبيله‌ها خواست تا نام و آمار جنگاوران خويش را براى آن حضرت بنويسد . سعيد بن قيس همدانى برخاست و گفت : اى امير المؤمنين ! ما شنيديم و فرمان برديم و دوستى و خير خواهى مىكنيم من نخستين كسى هستم كه آنچه را كه خواستى مىآورم . معقل بن قيس رياحى نيز برخاست و سخنانى مانند سعيد بن قيس گفت . عدى بن حاتم و زياد بن خصفه و حجر بن عدى و بزرگان مردم و سران قبايل هر يك سخنانى از اين دست گفتند . پس شصت و پنج هزار تن براى جنگ آماده شدند كه با جنگجويان بصرى شمار آنها به شصت و هشت هزار و دويست تن رسيد . على ( ع ) اطلاع يافت كه برخى مىگويند : اى كاش ما را نخست براى جنگ با حروريان مىبرد و از آنان آغاز مىكرديم و پس از يكسره كردن كار آنان به جنگ اين منحرفان مىرفتيم . بنابراين آن حضرت براى ايشان به سخنرانى پرداخت و فرمود : اما به نظر ما پرداختن به گروه ديگر غير از اين خوارج مهم‌تر است . گفت‌وگو دربارهء ايشان را رها كنيد و به سوى گروهى رويد كه به جنگ شما پرداخته‌اند تا پادشاهانى ستمگر شوند و بندگان خدا را به بندگى خويش گيرند . پس از هر طرف فرياد كردند اى امير المؤمنين به هر سويى كه خود دوست دارى ما را رهسپار كن . صيفى بن فسيل شيبانى برخاست و گفت : اى امير مؤمنان ! ما حزب تو و ياران توييم با كسى كه تو با آنان مىجنگى ، مىجنگيم و با هر كس كه بازگشت كند همدلى كنيم . ما را به سوى دشمنان خود ببر هر كه باشند و هركجا باشند كه اگر خدا بخواهد زحمت كمى عده و كم‌همتى پيروان را نخواهى داشت . محرز بن شهاب تميمى از قبيلهء بنى سعد نيز برخاست و گفت : اى امير مؤمنان ! شيعيان تو ، در يارى رساندن به تو و تلاش در پيكار با دشمنت چونان قلبى واحد است . شاد باش كه پيروزى از آن توست . و ما را به سوى هر يك از دو گروهى كه خود دوست دارى ببر . ما پيروان توييم كه در اطاعت از تو اميدوار و از جهاد با دشمنت خواستار پاداش شايسته هستيم و از يارى نكردن تو و سر تافتن از تو ، سخت‌ترين عقوبت را انتظار مىكشيم . مسعودى گويد : على ( ع ) ، كوفه را با سى و پنج هزار تن ترك گفت و از بصره نيز ، از طرف ابن عباس ، ده هزار تن كه احنف بن قيس و جاريه بن قدامه سعدى نيز در ميان آنان بودند به آن حضرت ملحق شدند . اين واقعه در سال 38 ه واقع شد . على ( ع ) در شهر انبار فرود آمد و لشكرها در آن ديار به آن حضرت مىپيوستند . على ( ع ) براى مردم سخنرانى و آنان را به جهاد تشويق كرد و فرمود : پيش به سوى قاتلان مهاجران و انصار ! اينان بسيار تلاش كردند تا نور خدا را فرونشانند و براى كشتن رسول خدا ( ص ) و يارانش تلاش بسيار كردند . هشداريد كه پيامبر ( ص ) مرا فرمود كه با ناكثان جنگ كنم و آنان كسانى بودند كه از كار ايشان آسوده شديم و هنوز با مارقان روبه‌رو نشده‌ايم و اكنون بايد به جنگ قاسطان روانه