تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 704

مساهمون:

ص٧٠٤
شويم . على ( ع ) فرمود : من از تمام گناهان از خداوند آمرزش مىخواهم . آنان كه شمارشان به شش هزار تن مىرسيد ، با على ( ع ) بازگشتند و چون در كوفه قرار يافتند چنين شايع كردند كه على ( ع ) از حكميت برگشته است و آن را گمراهى مىداند . اشعث به نزد آن حضرت آمد و گفت : مردم از قول تو مىگويند كه حكميت را گمراهى و پاى فشارى بر آن را كفر مىدانى . پس على ( ع ) براى سخنرانى برخاست و فرمود : هر كس مىگويد من از حكميت بازگشته‌ام دروغ گفته و هر كس آن را گمراهى مىبيند ، خود گمراه شده است . خوارج با گفتن حكميت خاص خداست از مسجد بيرون شدند . ابن ابى الحديد گويد : عامل همهء خرابيهايى كه در زمان خلافت على ( ع ) روى داد ، اشعث بود و اگر او چنان نمىكرد ، جنگ نهروان برپا نمىشد . زيرا على ( ع ) با آنان از راه كنايى سخن گفتن وارد شد و كلامى به آنان گفت كه همهء انبيا و معصومين آن را گفته بودند . خوارج نيز با شنيدن اين كلمه راضى شدند . اما اشعث كارى كرد تا آن حضرت را به سخن گفتن با صراحت واداشت . زيرا به گونه‌اى از على ( ع ) پرسش كرد كه جز جواب آشكار راه ديگرى براى پاسخ به او نبود و بدين سان تمام تدبيرهاى على ( ع ) را تباه كرد . طبرى گويد : وقتى على ( ع ) ، ابو موسى را براى حكميت روانه كرد خوارج با يكديگر ديدار كردند و در منزل عبد الله بن وهب راسبى گرد آمدند . عبد الله براى آنان سخنانى ايراد كرد و گفت : بياييد با ما از اين قريه‌اى كه ساكنان آن ستمگرند بيرون شويم . آنان امر عبد الله را پذيرفتند و سپس با مردم بصره نامه‌نگارى كردند و شب جمعه و روز آن را به عبادت پرداختند و روز شنبه به حركت در آمدند تا در پل نهروان فرود آمدند . اصحاب و پيروان على ( ع ) به نزد آن حضرت درآمدند و با او بيعت كرده گفتند : ما دوستان كسى هستيم كه تو با آنان دوستى و دشمنان كسانى هستيم كه تو با آنان دشمنى . على ( ع ) با آنان سنت پيامبر ( ص ) را شرط كرد . پس ربيعة بن ابى شداد خثعمى ، از كسانى كه در جنگهاى جمل و صفين على ( ع ) را همراهى كرده و پرچمدار خثعم بود ، به نزد آن حضرت درآمد . على ( ع ) به او فرمود : بر كتاب خدا و سنت رسول او ( ص ) بيعت كن . پاسخ داد : بر سنت ابو بكر و عمر بيعت مىكنم . على ( ع ) فرمود : واى بر تو ! اگر ابو بكر و عمر بر غير كتاب خدا و سنت رسول او ( ص ) عمل مىكردند ، بر حق نمىبودند . ربيعه نيز دست بيعت داد . على ( ع ) به او نگريست و گفت : گويى تو را مىبينم كه با اين خوارج حركت كرده و كشته و زير پاى اسبان لگدكوب شده‌اى . ربيعه در جنگ نهروان به همراه خوارج بصره بود كه كشته شد . پانصد تن از خوارج بصره گرد آمدند و مسعر بن فدكى تميمى را به فرماندهى خود قرار دادند . ابن عباس از اين ماجرا آگاهى يافت و ابو الاسود دئلى را به دنبال ايشان فرستاد . ابو الاسود در كنار پل بزرگ به آنان رسيد . هر دو گروه مقابل هم قرار گرفتند تا آنكه شب در