كرديد بنابر آنكه با دوست او دوست و با دشمن او دشمن باشيد . زياد بن نضر به آنان گفت : به خدا قسم ما جز به خاطر كتاب خدا و سنت رسولش ( ص ) با على دست بيعت نداديم . اما شما با او مخالفت كرديد . شيعيان او به نزدش آمدند و گفتند : ما دوست دوستان تو و دشمن مخالفان توييم و ما نيز چنين هستيم و او بر راه حق و هدايت و دشمن او گمراه و گمراهكننده است . طبرى گويد : على ( ع ) ، ابن عباس را پيش آنها فرستاد . اما او بدون آنكه نتيجهاى بگيرد ، بازگشت . مبرد و ديگران گويند : چون على ( ع ) ، ابن عباس را به نزد آنان روانه كرد تا با ايشان سخن بگويد ابن عباس به آنان گفت : چرا به امير مؤمنان كينه مىورزيد ؟ گفتند : او امير مؤمنان بود و چون در دين خدا ، ادعاى حكميت كرد از ايمان خارج شد پس بايد بعد از آنكه به كفر اقرار كرد ، توبه كند . و در اين صورت ما او را قبول مىكنيم . ابن عباس گفت : سزاوار نيست مؤمنى كه ايمانش به شك نيالوده به كفر اقرار كند . گفتند : او حكميت داده است . ابن عباس گفت : خداوند در مورد كشتن صيد فرمان به حكميت داده و فرموده است : « يحكم به ذوا عدل منكم » ، پس چگونه حكميت در مورد امامت باعث ايراد و اشكال شده ؟ گفتند : بر ضد او حكم داده شده اما او نمىپذيرد . ابن عباس گفت : حكومت مانند امامت است . هرگاه امام مرتكب فسق شود ، نافرمانى از او واجب مىشود . اين قول دربارهء حكمين هم صادق است هنگامى كه آنان خلافى از خود نشان دادند به سخنان آنان نبايد اعتنا كرد . برخى از خوارج به برخى ديگر روى كردند و گفتند : احتجاج قريش را حجتى عليه خود آنان قرار دهيد . اين از جمله كسانى است كه خداوند دربارهء آنها فرموده : تا با آن معاندان را بترسانى . « 58 » مبرد گويد : پس از گفت و گوى ابن عباس با آنان ، امير مؤمنان ( ع ) خود با ايشان گفتوگو كرد . و از جمله سخنانى كه به آنان فرمود اين بود كه مگر نمىدانيد وقتى كه اين قوم قرآنها را بر فراز نيزهها بالا بردند به شما گفتم كه اين كار نيرنگ است و اگر آنان مىخواستند قرآن را حكميت دهند بايد به نزد من مىآمدند و از من سؤال مىكردند ؟ آيا مىدانيد كه هيچ كدام از شما مخالفتر از من با قضيهء حكميت نبود ؟ گفتند : درست مىگويى . فرمود : آيا مىدانيد كه شما مرا بر قبول حكميت واداشتيد تا آنكه مجبور شدم به خواست شما پاسخ گويم و شرط كردم حكميت آن دو زمانى مورد قبول است كه به فرمان خدا حكم داده باشند و هرگاه با فرمان خدا مخالفت كنند من و شما از آن دو بيزارى مىجوييم و شما خوب مىدانيد كه حكم خدا بر ضد من نخواهد بود . گفتند : آرى . ما تو را در دين خدا به قبول حكميت
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 702
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٧٠٢
هامش
( 58 ) . آيهء 97 سورهء مريم : تُنْذِرَ بِه قَوْماً لُدًّا .