حملهء ضحاك بن قيس فهرى بر حاجيان و غارت اموال و كشتن بىگناهان به فرمان معاويه پس از جريان حكمين و پيش از وقوع جنگ نهروان
در شرح نهج البلاغه « 49 » به نقل از ابراهيم بن محمد بن سعيد بن هلال ثقفى در كتاب غارات روايت شده است : حملهء ضحاك بن قيس پس از جريان حكمين و پيش از جنگ نهروان رخ داده است . جريان از اين قرار بود كه وقتى معاويه دانست على ( ع ) پس از واقعهء حكمين در صدد حمله بر اوست ، ترسيد . پس لشكرى از دمشق بيرون آورد و نامهاى به نواحى شام فرستاد . آن نامه را بر مردم خواندند . در آن مكتوب آمده بود . ما ميان خود و على قرارى نوشتيم و در آن شروطى را ذكر كرديم و دو تن را به عنوان حكم برگمارديم تا بر ما به فرمان كتاب خدا حكم برانند و از آن تجاوز نكنند . ما عهد و پيمان الهى را بر كسى قرار داديم كه اين پيمان را بشكند و نظر حكم را اجرا نكند . حكمى كه من او را تعيين كرده بودم ، مرا تثبيت كرد و حكمى كه على تعيين كرده بود ، او را از خلافت خلع كرد . اكنون على به سوى شما هجوم آورده و آن كس كه پيمانشكنى كند ، بر خود پيمان شكسته است . پس اى مردم با آمادگى و امكانات هر چه تمامتر مهياى نبرد شويد تا خدا ما و شما را به كارهاى نيك شادمان دارد . مردم اطراف معاويه گرد آمدند و وى با آنها به رايزنى پرداخت و گفت : على از كوفه بيرون آمده و از نخيله گذشته است . حبيب بن مسلمه پيشنهاد داد كه همگى به سوى صفين حركت كنند . عمرو بن عاص نيز گفت كه : در جزيره نفوذ كنند . پس دو يا سه روز درنگ كردند و به مشورت پرداختند تا آنكه جاسوسان آنها خبر دادند كه گروهى از ياران على ، دست از همراهى با وى كشيده و مسئلهء حكميت را رد كردهاند . على نيز بدين سبب از آمدن به سوى شما منصرف شده و به سوى آنان رفته است . مردم تكبير گفتند و شادمانيها كردند . سپس خبر آوردند كه على به جنگ با خوارج مشغول است و مىخواهد پس از يكسره كردن كار آنها به جنگ شما بشتابد اما اصحاب وى از او مهلت خواستهاند . ياران معاويه از شنيدن اين خبر خوشحال شدند . طبرى گويد : عمارة بن عقبة بن ابى معيط پس از قتل عثمان ، در كوفه ساكن بود و على ( ع ) به خاطر احترام وى و نيز تمسك به دين او را مورد آزار قرار نمىداد . اما اين مرد به طور مخفيانه با معاويه مكاتبه داشت و خبرهاى محرمانه را براى وى مىنوشت . ابن اسحاق روايت كرده است : نامهء عمار به معاويه رسيد و در آن آمده بود كه عدهاى از قاريان و عابدان سپاه على بر او شوريدهاند و على با آنان جنگيده است . اينان سپاه على را دچار آشوب