تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 692

مساهمون:

ص٦٩٢
بيافتيم تا معاويه امير ما شود . به خدا سوگند يك روز از روزهاى حكومت على بهتر از معاويه و آل اوست . عبد الله بن حازم سلمى سخنان وى را رد كرد و به سخنان ضحاك پاسخ داد و به ابن حضرمى گفت : نامهء معاويه را بخوان . ابن حضرمى نامهء معاويه را خواند . وى در آن نامه مردم بصره را به خونخواهى عثمان فرا خوانده بود و به آنان وعده داده بود كه دو بار در سال به آنان اموال ببخشايد . احنف گفت : من در اين كار دخالتى نمىكنم و از آنان گوشه گرفت . عمرو بن مرجوم عبدى برخاست و دربارهء التزام به بيعت امير المؤمنين ( ع ) و عدم پيمان‌شكنى سخن گفت . اما عباس بن صحار عبدى ، كه از مخالفان على ( ع ) بود با سخنان او ستيزه كرد و به ابن حضرمى قول يارى داد . مثنى بن مخرمه عبدى نيز قول عباس را رد كرد . زياد بيمناك شد و به حضين بن منذر و مالك بن مسمع پناهنده شد . حضين به او جواب مثبت داد و مالك كه به بنى اميه گرايش داشت گفت بگذار تا در اين كار مشورت و انديشه كنم . چون زياد از سرگرانى مالك خبردار شد ترسيد كه قبيلهء ربيعه بر او اختلاف كنند . پس به صبرة بن شيمان حدانى پناهنده شد و او بيت المال را به خانهء او انتقال داد . زياد نامه‌اى به امير المؤمنين ( ع ) نوشت و آنچه را كه واقع شده بود ، براى آن حضرت بيان كرد . على ( ع ) اعين بن ضبيعهء مجاشعى تميمى را فرستاد تا قبيله‌اش را از حول ابن حضرمى پراكنده سازد و اگر آنان از اين امر سرتافتند با كسانى كه پيرو اويند به جنگ نافرمانان برود . اعين به نزد قبيله‌اش آمد و به سوى ابن حضرمى رفت و آنان را فرا خواند اما ايشان به وى ناسزا گفتند و آن روز را در مقابل وى پايدارى كردند سپس اعين برگشت . گروهى ، كه گفته‌اند از خوارج بوده‌اند و نيز گفته شده آنان را ابن حضرمى براى كشتن اعين فرستاده بود ، به او حمله بردند و در يك شبيخون از پاى درآوردند . زياد اين خبر را به آگاهى على ( ع ) رسانيد . آن حضرت نيز جارية بن قدامه سعدى را به فرماندهى گروهى به بصره گسيل كرد . جاريه نامهء آن حضرت را بر بصريان خواند آنان را توبيخ كرد و از ملحق شدن به ابن حضرمى و برپايى جنگى مانند جمل بر حذر داشته بود . جاريه در پى ابن حضرمى كه با ازديان و گروهى از قومش همراه بود ، برآمد . آنان ساعتى با هم پيكار كردند . سپس ابن حضرمى گريخت و در كاخى پناهنده شد . جاريه هم آن كاخ را با هر كه در آن بود به آتش كشيد و در نتيجه ، ابن حضرمى و هفتاد تن از مردانش نابود شدند .
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 692 | على حجت كرمانى / السيد محسن الأمين