تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 688

مساهمون:

ص٦٨٨
امير مؤمنان ( ع ) همراه محمد بن ابو بكر ، نامه‌اى براى مصريان نوشت و در آن محمد و نيز مصريان را مورد خطاب قرار داد . اين نامه ، نوشته‌اى است طولانى و بسيار گرانبها كه شامل سفارشهاى ارزشمند و آداب بس گرانقدر است . ابراهيم مىنويسد : محمد بن ابو بكر همواره در اين نامه مىنگريست و به آداب آن متأدّب مىشد . چون عمرو بن عاص ، محمد را به قتل رساند آن نامه را به نزد معاويه فرستاد معاويه در آن نامه مىنگريست و در شگفت مىشد . وليد بن عقبه به او گفت : فرمان بده تا اين سخنان را بسوزانند . معاويه گفت : هرگز چنين نمىكنم . وليد گفت : آيا اين درست است كه مردم بدانند سخنان على ( ع ) نزد تو باقى مانده و تو آنها را مىآموزى ؟ ! معاويه گفت : واى بر تو ! آيا دانشى اينچنين را به آتش بكشم . به خداى سوگند دانشى جامع‌تر و حكيمانه‌تر از اين نشنيده‌ام . وليد به وى گفت : اگر تو از دانش و داورى على ( ع ) در شگفت مىشوى پس از چه رو با وى به جنگ برمىخيزى ؟ سپس به حاضران در مجلس گفت : ما نمىگوييم كه اين نامه از على بن أبي طالب است بلكه مىگوييم آن از جمله نوشته‌هاى ابو بكر است كه در نزد فرزندش باقى گذارده ! اين نامه همواره در خزائن بنى اميه موجود بود تا زمانى كه عمر بن عبد العزيز متولى حكومت شد و هم او بود كه اعلام كرد اين نوشته از سخنان و احاديث على بن أبي طالب ( ع ) است . محمد بن ابو بكر به معتزلان ( كناره‌گيران ) پيغام داد كه به اطاعت ما درآييد و يا آنكه از قلمرو ما بيرون رويد . آنان پاسخ دادند : ما چنين نكنيم و خواستار مهلت شدند . محمد بن ابو بكر از دادن مهلت به ايشان خوددارى كرد آنان نيز از پذيرش پيشنهاد محمد امتناع ورزيدند . چون واقعهء صفين رخ داد آنان از محمد مىگريختند و وقتى على ( ع ) از جنگ با معاويه بازگشت و كار جنگ به حكميت واگذار شد آنان در فريفتن محمد طمع كردند . محمد نيز ، محمد بن حارث جعفى را به سوى ايشان فرستاد ، محمد بن حارث با ايشان نبرد كرد . آنان نيز به رويارويى وى درآمدند و او را از پاى درآوردند . پس از كشته شدن محمد بن حارث ، فرد ديگرى از جانب محمد بن ابو بكر مأمور جنگ با معتزلان شد كه او هم به قتل رسيد .