تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 682

مساهمون:

ص٦٨٢
مىتوانستم شيوه و سنت عمر را احيا مىكردم . اخبار به معاويه سريع نمىرسيد . او به تنى چند از قريش كه از يارى او در جنگ سرباززده بودند پيامهايى داد . گروهى از آنان به نزد معاويه آمدند . عبد الله بن زبير و مغيرة بن شعبه كه در طايف مقيم بود و در صفين حضور نداشت به حضور معاويه رسيدند معاويه پرسيد ، اى مغيره ! چه نظرى دارى ؟ گفت : اگر مىتوانستم تو را يارى كنم ياريت مىكردم اما بر من است كه در قضيهء حكميت حضور داشته باشم . پس سوار شد تا آنكه به دومة الجندل رسيد و بر ابو موسى داخل شد گويى به زيارت او رفته است . و گفت : اى ابو موسى ! دربارهء كسانى كه خود را از داخل شدن در اين جنگ به كنارى كشيده بودند ، چه نظرى دارى ؟ گفت : آنان بهترين مردمانند . سپس مغيره به نزد عمرو آمد و همان سؤال را از وى كرد . عمرو پاسخ داد : آنان بدترين مردمانند . زيرا حق را نشناختند و باطل را انكار نكردند . مغيره به نزد معاويه بازگشت و به او گفت : هر دو حكم را محك زدم . ابو موسى مولايش را خلع مىكند و خلافت را به كسى واگذار مىكند كه در صحنهء صفين حضور نداشته است و در اين باره به عبد الله بن عمر فكر مىكند . اما عمرو بن عاص دوست توست كه خود او را بهتر مىشناسى . ابو موسى رو به عمرو كرد و گفت : نظر تو دربارهء اين پيشنهاد كه صلاح امت و رضايت نيكان مردم در آن است ، چيست ؟ بيا كار خلافت را به عبد الله بن عمر بسپاريم كه هيچ دخالتى در اين فتنه نداشته است . عبد الله بن عمرو بن عاص و عبد الله بن زبير اين سخن را شنيدند . عمرو پرسيد : پس معاويه در اين ميان چه مىشود ؟ ابو موسى به او پاسخى نداد . شاهدان بر حكمين عبد الله بن هشام و عبد الرحمن بن عبد يغوث و ابو جهم بن حذيفه عدوى و مغيره شعبه ، بودند . عمرو پرسيد : مگر نمىدانى كه عثمان مظلومانه به قتل رسيد ؟ ابو موسى گفت : آرى . عمرو پرسيد : اى ابو موسى ! پس چه چيز تو را از معاويه ، ولى خون عثمان ، دور مىكند ؟ خانهء معاويه در ميان قريش چنان ارجى دارد كه خود مىدانى . پس اگر از اين بيم دارى كه مردم بگويند معاويه را به خلافت برگزيد در حالى كه او سابقه‌اى در اسلام ندارد ، كه تو در اين باره هم حجت و برهان دارى . تو مىتوانى به آنان بگويى من معاويه را كارگزار عثمان و او را مردى با سياست و خوش تدبير يافتم . او برادر ام حبيبه ، ام المؤمنين ، و يكى از صحابه رسول خداست . بدان كه اگر معاويه به خلافت دست يابد تو را بسيار گرامى دارد . پس ابو موسى گفت : اى عمرو از خدا بترس . اينكه مىگويى معاويه صاحب شرافت است بدان كه كار خلافت بر پايهء شرف نيست تا شريفان عهده‌دار آن شوند و اگر بر اين پايه بود ، سزاوارترين مردم به خلافت ابرهة بن صباح بود كه او متدين و با فضيلت است . و اگر قرار باشد كه من خلافت را به بافضيلت‌ترين قريش دهم آن را به على بن أبي طالب مىدادم . و اينكه مىگويى معاويه كارگزار عثمان بوده است بايد بدانى كه