تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 679

مساهمون:

ص٦٧٩
گفت : آرى . فرمود : آيا آن را ناخوش مىدارى ؟ گفت : نمىخواهم اين بيمارى به ديگرى عارض شود . فرمود : آيا اين بيمارى را كه بر تو عارض شده خير مىدانى ؟ گفت : بلى . فرمود : پس به رحمت پروردگار و آمرزش گناهانت شاد باش . تو كيستى ؟ پاسخ داد : من صالح بن سليم از بنى سلامان هستم و در ميان بنى سليم بن منصور بزرگ شده‌ام . فرمود : سبحان الله ! نام تو و نام پدرت و نام پسرخواندگانت و نام كسانى كه به آنها انتساب جستى چه نيكوست . مردمان دربارهء پيشامدى كه ميان ما و شاميان واقع شد چه مىگويند ؟ گفت : گروهى از آنان خوش‌حالند و آنان ثروتمندان مردمند و عده‌اى نيز متأسف و غمگينند . و ايشان جزو خيرانديشان مردمند براى تو . على ( ع ) فرمود : راست مىگويى . خداوند شكايت تو را سبب كاهش گناهانت قرار دهد . زيرا مرض هيچ پاداشى ندارد . اما هيچ گناهى براى بندگان وجود ندارد جز آنكه قابل محو باشد . اجر و پاداش در گفتار به زبان و عمل با دست و پاست . و خداوند عز و جل بندگان را به واسطهء صدق نيت آنها به بهشت وارد مىكند . سپس آن حضرت به راه خود ادامه داد و عبد الله بن وديعه انصارى در راه با او برخورد كرد . على ( ع ) از او پرسيد : مردم دربارهء جنگ ما چه مىگويند ؟ گفت : برخى از آن به عجب افتاده و عده‌اى نيز ناخشنود بودند و همان گونه كه خداوند فرموده : مردم همواره در اختلافند . على ( ع ) پرسيد : صاحب‌نظران چه مىگويند ؟ گفت : آنان مىگويند على ( ع ) گروهى فراوان با خود داشت اما آنان را پراكند و دژى استوار با خود داشت اما آن را ويران كرد . پس ديگر چه وقت مىخواهد مثل آن دژ را دوباره بنياد كند و مثل آن گروه را فراهم آورد . او مىبايست با كسانى كه از او پيروى مىكردند به جنگ نافرمانان مىرفت و تا آنكه يا پيروز شود يا كشته . اين كار زيركانه‌تر و هوشيارانه‌تر بود . على ( ع ) پرسيد : آيا من آن دژ را ويران كردم يا آنان خود آن را ويران ساختند ؟ آيا من ايشان را پراكندم يا آنان ؟ اما اينكه مىگويند اگر على با كسانى كه پيرو فرمانش بودند به جنگ نافرمانان مىرفت بايد بدانى كه به خدا سوگند من به ماندن در دنيا مايل نبودم و به مرگ عشق مىورزيدم . و آهنگ اين كار را نيز كردم اما به اين دو ( يعنى حسن و حسين ( ع ) كه به من مىنگريستند ، متوجه شدم و دريافتم كه اگر اين دو كشته شوند نسل محمد ( ص ) از ميان اين امت برداشته مىشود . سپس آن حضرت به راه خود ادامه داد تا آنكه به خانه‌هاى بنى عوف گذر كرديم و ناگهان با هفت يا هشت گور در سمت راست خود متوجه شديم . على ( ع ) از اين گورها پرسش فرمود : پاسخ داده شد : خباب بن ارت پس از بيرون شدن تو دنيا را وداع گفت و وصيت كرد كه در روى تپه‌اى دفن شود . از آن پس مردم مردگان خود را در كنار او دفن كردند . على ( ع ) بر او رحم آورد و بر وى درود فرستاد . سپس به حركت خود ادامه داد تا آنكه به سكه ثوريين رسيد . به ثور همدان كه رسيد ، صداى گريه شنيد . آن حضرت پرسيد : اين صداها چيست ؟ گفته شد : اينان بر كشتگان خود
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 679 | على حجت كرمانى / السيد محسن الأمين