جرمى ، عبد الله بن عامر قرشى ، مروان بن حكم ، وليد بن عقبه قرشى ، عتبة بن ابى سفيان ، محمد بن ابى سفيان ، محمد بن عمرو بن عاص ، يزيد بن عمرو جذامى ، عمار بن احوص كلبى ، سعدة بن عمر تجيبى ، حارث بن زياد قينى ، عاصم بن منتشر جذامى ، عبد الرحمن بن ذى الكلاع حميرى ، فتاح بن جلهمة حميرى ، ثمامة بن حوشب ، علقمة بن حكيم و حمزة بن مالك .
در اين عهدنامه ، پيمان خدا و ميثاق او در ميان ما جارى است . و عميره در روز چهارشنبه هفدهم صفر سال 37 ه ، آن را نوشت .
حكمين ، شهر اذرح را به عنوان ميعادگاه خود تعيين كردند . على ( ع ) و معاويه هر يك با چهار صد تن از ياران خود در آنجا حاضر شدند تا بر كار حكميت شاهد باشند و تا ماه رمضان هشت ماه باقى بود . چون اين عهدنامه نوشته شد ، نظر اشتر را دربارهء آن خواستند . وى گفت : جانب را ستم مرا همراهى نكند و طرف چپم مرا سودى نبخشد اگر نامى از من در اين عهدنامه به عنوان صلح و آشتى نوشته شود . آيا من از جانب پروردگارم صاحب دليل و برهان نيستم و بر گمراهى دشمنم يقين ندارم ؟ آيا شما خود اگر سستى نمىكرديد شاهد پيروزى نمىبوديد ؟ مردى به او گفت : به خدا قسم تو نه پيروزى ديدى و نه سستى . بيا و بر آنچه در اين عهدنامه آمده شهادت بده . تو گريزى از مردم ندارى . اشتر پاسخ داد : آرى به خدا قسم من در دنيا به خاطر دنيا و در آخرت به خاطر آخرت از تو نفرت دارم . بدان كه خداوند خونهايى را به شمشير من ريخت . اينها خون مردانى است كه تو در نزد من بهتر از آنان نيستى و خون تو هم محترمتر از خون آنان نيست . عمار بن ربيعه گفت : من به آن مرد نگريستم گويا داغى بر روى بينى او نهاده بودند و او همان اشعث بن قيس بود . سپس اشتر گفت : اما من به هر كارى كه امير المؤمنين ( ع ) فرمان دهد تسليم مىشوم . از هر جا كه او داخل شود وارد و از هر جا كه او بيرون رود من هم از آن خارج مىشوم . زيرا او جز در راه هدايت و صواب وارد نمىشود .
نخستين كسى كه گفت لا حكم الا للّه
اشعث بن قيس با آن عهدنامه بيرون آمد و مفاد آن را براى مردمان خواند و آن را به ايشان نشان داد . وى بر صفوف سپاهيان شام گذشت . آنان از شنيدن مفاد عهدنامه خوشحال شدند .
سپس بر صفوف سپاهيان عراق گذر كرد تا آنكه به پرچمهاى عنزه رسيد . چهار هزار تن از مردان اين قبيله ، همگى با سپر ، در ركاب على ( ع ) حضور داشتند . پس معدان و جعد كه هر دو از عنزه و برادر بودند فرياد برآوردند : « لا حكم الا اللّه » سپس با شمشيرهاى خود بر شاميان يورش بردند تا آنكه در جلوى در خيمهء معاويه كشته شدند . سپس اشعث بر قبيلهء مراد