تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 665

مساهمون:

ص٦٦٥

بالا بردن قرآنها

اين خبر به معاويه رسيد . وى عمرو بن عاص را فرا خواند و به او گفت : اى عمرو ! اين شبى است كه فرداى آن على تصميم گرفته است كار ما به آخر رساند . تو چه نظرى دارى ؟ عمرو پاسخ داد : مردان تحت فرمان تو تاب رويارويى با مردان تحت فرمان على را ندارند و تو خود نيز همانند او نيستى . او به خاطر چيز ديگرى با تو نبرد مىكند و تو به خاطر غير آن چيز با او مىجنگى . تو طالب ماندنى و او خواهان رفتن . اهل عراق از اينكه تو بر آنان چيره شوى از تو هراسانند و حال آنكه شاميان از آنكه على بر آنان دست بيابد بيمناك نيستند . لذا تو بايد كارى را به آنان نشان دهى كه چون آن را پذيرفتند باعث اختلاف و تفرقه در ميانشان شود و اگر هم آن را رد كردند بازهم سبب اختلاف در ميان آنها شود . ايشان را به كتاب خدا دعوت كن تا در ميان تو و آنان حكم قرار گيرد . اكنون مراد تو به اين صورت حاصل خواهد شد و من همواره از دادن اين پيشنهاد طفره مىرفتم تا موقعى كه بدان نياز پيدا كنيم . معاويه گفت : راست مىگويى حق با توست . چون صبح فرا رسيد شاميان قرآنها را بر فراز نيزه‌ها بالا بردند و سپاهيان نيزه‌ها را به دست گرفته بودند . هر يك از قبايل زير پرچم خود قرار داشتند . تميم بن حذيم گويد : فرداى ليلة الهرير در برابر خود چيزهايى مانند پرچم در جلو صفوف لشكر شام ديديم . چون هوا روشن شد ناگهان ديديم تمام آنها قرآنهايى است كه بر نيزه‌ها بسته بودند . جمعا پانصد مصحف به چشم مىخورد . آنان با صد مصحف به استقبال على ( ع ) آمدند و در هر طرف لشكر دويست مصحف قرار دادند . آنان سه نيزه را به هم بسته و مصحف مسجد اعظم را بر آنان جاى داده و ده نفر آن را نگه داشته بودند . شاميان بانگ برآوردند : اى اهل عراق كتاب خدا در ميان ما و شما . اى جماعت عرب ! دربارهء زنان و كودكانتان خداى را در نظر آريد . فردا كه شما از ميان رفتيد چه كسى بايد در مقابل هجوم روميان و تركان و ايرانيان پايدارى كند ؟ دربارهء دينتان خداى را در نظر آوريد . ابو اعور سلمى بر اسبى سپيد تا تارى كه قرآنى را بر سر آن آويخته بود جلو آمد و فرياد برداشت : اى اهل عراق كتاب خدا در ميان ما و شما داور باشد . على ( ع ) فرمود : خدايا تو نيك مىدانى اينان قرآن را نمىخواهند ، پس خود ميان ما و ايشان داورى كن كه تو داورى حقيقى و آشكارى . در ميان ياران على ( ع ) اختلاف نظر پديد آمد . گروهى خواهان جنگ و دستهء ديگر خواهان حكم قرار دادن قرآن بودند و مىگفتند : جنگ جايز نيست كه اينك ما را به كتاب خدا فرا خوانده‌اند . اين حيله بر عراقيان كارگر افتاد . عدى بن حاتم به على ( ع ) روى كرد و گفت : اگر ما دچار آسيب شديم اهل باطل نيز آسيب ديده‌اند و هر دو گروه زخمها برداشته‌اند . اما نفرات باقىماندهء ما از ايشان قدرتمندترند . سپاهيان ما بىتابى مىكنند ولى از تمام آنها كه بگذريم هر چه را كه تو مايل باشى نظر ماست . سپاهيان على ( ع ) با وى به