تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 664

مساهمون:

ص٦٦٤
حرمات را فراهم كرده‌ايم . به خدا قسم بدانيد كه من اين سخنان را از ترس مرگ نمىگويم . بلكه من مردى سالمند هستم كه براى زنان و كودكانى كه فردا پس از مرگ ما بر جاى مىمانند ، نگران هستم . نصر بن مزاحم از عمرو بن شمر از جابر بن عمير انصارى روايت كند كه گفت : به خدا سوگند گويى صداى على ( ع ) را در يوم الهرير ، زمانى كه به سوى شاميان مىرفت ، مىشنوم . پس از آنكه مذحجيان در نبرد سختى كه ميان ما و عك و لخم و جذام و اشعرين روى داد ، در هم شكستند على ( ع ) رو به خورشيد ايستاد و آنگاه فرمود : تا كى ميان اين دو گروه را آزاد واگذاريم ؟ ! آنان نابود شدند در حالى كه شما ايستاده به آنان نظاره مىكنيد . مگر از خشم الهى باك نداريد ؟ ! آنگاه به جانب قبله توجه كرد و دو دستش را به سوى خدا بالا برد و فرياد زد : اى خدا ، اى بخشنده ، اى يكتا ، اى بىنياز ، اى خدا ، اى معبود محمد ( ص ) . بار الها گامها به سوى تو مىآيد و قلبها به طرف تو كشيده مىشود و دستها به سوى تو بالا مىرود . گردنها به طرف تو كشيده مىشود و چشمها به سوى تو دوخته مىشود و نيازها از تو خواسته مىشود . ما از نبود پيامبرمان و فراوانى دشمنانمان و پراكندگى خواستهايمان به تو شكايت مىكنيم . خدايا ميان ما و قوم ما به حق راهى بگشا كه تو بهترين گشايندگانى . بر بركت خداوند قدم برداريد . سپس ندا داد : لا إله الا الله و الله اكبر كلمهء تقواست . راوى گويد : به خدايى كه محمد ( ص ) را به حق به رسالت برانگيخت از هنگامى كه خداوند آسمانها و زمين را آفريد ، آنچه را كه از على ( ع ) شنيدم از هيچ رئيس قومى ديگر نشنيده‌ام . او در يك روز كارهاى بس شگرفى انجام داد . وى با شمشير تاشده‌اش به نبرد مىشتافت و مىگفت : از خدا و از شما به خاطر اين شمشير پوزش مىخواهم . بارها مىخواستم اين شمشير را از هم بدرم اما بسيار مىشنيدم كه پيامبر ( ص ) مىفرمود : هيچ شمشيرى چون ذو الفقار و هيچ جوانمردى چونان على نيست . و اين سخن مرا از اين كار بازمىداشت . و من اكنون با آن به جنگ مىپردازم . او مىگفت ما آن را مىگرفتيم و راستش مىكرديم . سپس على ( ع ) آن را دوباره از ما مىگرفت و به صف شاميان يورش مىبرد . به خداى سوگند هيچ شيرى قوى تدبيرتر از على ( ع ) نسبت به دشمنش نبود . آن حضرت براى مردم به سخنرانى ايستاد و فرمود : اى مردم ! مىبينيد كه كار شما و دشمنتان به كجا كشيده است . اكنون آنان نفسهاى آخر خود را مىكشند . چون وقايع رخ نمايند آخر آنها را مىتوان به واسطهء اوايل آنها شناخت . دشمنان در مقابل شما از روى بىدينى مقاومت كردند و ديديد كه از شما چه ضربه‌اى خوردند . من فردا صبح بر آنان تاخت خواهم آورد و آنان را در پيشگاه خداوند عز و جل به محاكمه خواهم كشيد .
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 664 | على حجت كرمانى / السيد محسن الأمين