تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 622

مساهمون:

ص٦٢٢
كسانى كه همراهش بودند گفت : ببينيد اين مرد كيست ؟ ديدند او مردى از همدان و كسى كه كشته شده عبيد الله بن عمر است . آن مرد تا صبح بر پيكرهء بىجان عبيد الله باقى ماند . سپس جنازهء عبيد الله را لخت كرد و شمشير او را كه زيور آلاتى روى آن بود ، براى خود برداشت . اما وقتى معاويه خلافت را عهده‌دار شد ، كسى را به سوى قاتل عبيد الله فرستاد و آن شمشير را از او ستاند . آتش جنگ همچنان شعله‌ور بود . هر دو طرف چنان شمشير زده بودند كه شمشيرها تاب برداشته و به شكل درس درآمده بود و آن قدر نيزه انداخته بودند كه تمام نيزه‌ها شكسته بود . سپس بر اسبها جستند و از حركت آنها گرد و غبار غليظ در فضا پخش شده بود . آنگاه با هم گلاويز شدند و سنگ و ريگ به روى هم پرتاب كردند و پس از آن از هم جدا شدند . عراقى بر شامى مىگذشت و مىپرسيد : كجا مىتوانم به رايات بنى فلان دست يابم ؟ به او پاسخ مىدادند . خدا تو را هدايت نكناد ! در آنجا همچنين شامى بر عراقى مىگذشت و مىپرسيد : كجا مىتوانم به رايات بنى فلان دست يازم ؟ مىگفتند : خداوند تو را محافظت نكناد ! در آنجا .

نبرد ربيعه در صفين

ابو عرفا و جبلة بن عطيه ذهلى رقاشى به حضين بن منذر رقاشى ، كه رايت على را به دست داشت ، گفت : آيا اين رايت را به من مىدهى تا آن را حمل كنم و افتخار آن همچنان براى تو باشد و پاداش آن براى من ؟ حضين گفت : افتخار بدون پاداش به چه كار من مىخورد ؟ گفت : پس براى ساعتى آن را به من عاريت ده كه سريعا آن را به تو پس خواهم داد . حضين دانست كه او قصد كشته شدن دارد . پس رايت را به او داد . ابو عرفا گفت : اى صاحبان اين رايت ! بدانيد كه كار بهشتى جملگى سخت و پرمشقت و كار دوزخى تماما ساده و آسان است . و جز صابران را به بهشت راه نيست . كسانى كه بر فرايض و اوامر الهى پايدارى كردند . و هيچ فريضهء الهى برتر از جهاد كه برترين كارها از نظر ثواب خداوندى است ، وجود ندارد . پس هرگاه ديديد كه من حمله مىكنم شما نيز حمله آريد واى بر شما آيا بهشت را خواهان نيستيد ؟ ! آيا دوست نداريد خداوند شما را بيامرزد ؟ ! سپس ابو عرفا به ميدان نبرد رفت و عده‌اى نيز با او راهى شدند . آنان دست به كار جنگى سخت شدند . ابو عرفا به قدرى جنگيد تا كشته شد . معاويه به عمرو بن عاص گفت : اى ابو عبد الله ! آيا نمىبينى در چه ورطه‌اى فرو افتاديم ؟ عراقيان را چگونه مىبينى كه فردا ايشان پيروزند . مادر خطرى بس بزرگ قرار گرفته‌ايم . عمرو گفت : اگر قبيلهء ربيعه همچون شتر به گرد على جمع شوند ، آنان را بسيار جنگجو و