تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 625

مساهمون:

ص٦٢٥
جاى داشت و به يارانش مىگفت : نيزه زنيد و شمشير بزنيد . سپس خود در حالى كه رجز مىخواند ، بر صف دشمن زد . جنگى سخت به وقوع پيوست . سپس ابو طفيل به جانب على رفت و گفت : اى امير المؤمنين ! تو به ما گفتى كه شريف‌ترين قتلها ، شهادت و سودمندترين كارها ، صبر است . به خدا سوگند صبر كرديم تا كشته شديم . پس كشتگان ، شهيد و زندگان ما خونخواه شهيدانند . پس كسانى را كه زنده مانده‌اند خونخواه شهيدان بگير . اگر چه صفوف ما از ميان رفته است و تيرگى و اندوه ما بر جاى مانده داراى دينى هستيم كه هواپرستى بدان راه ندارد و يقينى داريم كه شبهه‌پذير نيست . على ( ع ) ابو طفيل را به خاطر اين سخنان ستود . روز جمعه فرا رسيد و در آن روز عمير بن عطارد با گروهى از بنى تميم عازم نبرد شدند . عمير بن عطارد در آن روز رئيس مضريان كوفه بود . پس گفت : اى قوم ! من پيرو راه ابو طفيل هستم و شما به راه كنانه مىرويد . سپس به رايت خود پيش افتاد . وى با رايتش آن قدر جنگيد كه آن را از خون رنگين ساخت . ياران وى پيكارى بزرگ كردند تا آنكه شب فرا رسيد . عمير با سلاح خود به نزد على ( ع ) بازگشت و گفت : اى امير المؤمنين ! من گمان نيك به سپاهيانم داشتم ولى آنان را بالاتر از گمان خود دانستم . آنان در هر جبهه‌اى با تمام قوا جنگيدند . در روز شنبه قبيضه بن جابر اسدى به اتفاق مردان بنى اسد ، كه پس از همدانيان يكى از قبايل كوفى به شمار مىآمدند ، عازم ميدان جنگ شدند . قبيضه گفت : اى جماعت بنى اسد ! بدانيد كه من در برابر امر مولايم كوتاهى نمىكنم و شما خود دربارهء خود مىدانيد كه چه كنيد . آنگاه در حالى كه رايت را به دست گرفته بود جلو افتاد . بنى اسد به جنگ پرداختند اما آنچنان نبود كه قبيضه مىخواست . از اين رو قبيضه آنان را عتاب كرد تا آنكه پيروزى به دست آمد . آنگاه به نزد على ( ع ) حاضر شد و گفت : اى امير المؤمنين ! حقير شمردن جانها در جنگ پايدارتر و شهادت در جنگ ، براى آخرت بهتر است . آنگاه روز يكشنبه آمد و عبد الله بن طفيل عامرى ، رئيس بنى عامر ، با گروهى از مردم هوازن به اردوگاه شتافت . جنگ تا شب ميان دو گروه برقرار بود . سپس عبد الله بن طفيل بازگشت و گفت : اى امير المؤمنين ! شمار دشمنان با ياران من يكى بود . آنان با دشمنان پيكارى سخت كردند . سپس به سوى من بازگشتند و بازگشت مرا به سوى ايشان ناپسند شمردند و من نيز بازگشت آنان را به سوى تو خوش ندانستم آنگاه آنان به ميدان نبرد بازگشته به پيكارى سخت دست زدند . على ( ع ) آنان را ستود . و بدين سان مضريان بر ربيعه فخر كردند و داد خود را از آنان ستاندند . در جنگ صفين على ( ع ) براى سپاهيانش سخنرانى كرد و در پايان گفتارش فرمود : پسر عموى پيامبرتان با شماست و شما را به فرمانبردارى از پروردگارتان و عمل بر سنت پيامبرتان فرا مىخواند . يكسان نيست كسى كه قبل از هر كس نماز گزارد و هيچ كس به نماز خواندن من با پيامبر سبقت نگرفت . من از جنگجويان بدر هستم . معاويه طليق بن