كشته شدن عبد الله بن بديل خزاعى
شعبى گويد : در آن روز عبد الله بن بديل خزاعى در ركاب على ( ع ) بود . وى دو شمشير به دست و دو زره بر تن داشت . وى با شمشير در هر قدم به سوى سپاه معاويه يورش مىبرد تا آنجا كه به شخص معاويه رسيد و او را مجبور به عقبنشينى كرد . نصر گويد : عبد الله بن بديل كه در ميمنهء سپاه جاى داشت ، با سپاهيان معاويه جنگيد تا آنجا كه به معاويه و كسانى كه با او بر مرگ بيعت كرده بودند ، رسيد . آنان به معاويه روى كردند و وى به ايشان دستور داد در ميمنه ، در مقابل عبد الله بن بديل پايدارى كنند . معاويه همچنين ، به حبيب بن مسلمه ، در جناح چپ سپاه پيغام فرستاد حبيب با سپاهيان خود بر سپاهيان جناح راست على ( ع ) تاخت و آنان را درهم شكست و فقط عبد الله بن بديل با صد تن از قاريان بر جاى ماندند .
آنان به يكديگر تكيه داده بودند و سپاهيان معاويه بر آنان حمله مىبردند . على ( ع ) ، سهل بن حنيف را به همراه اهل مدينه به يارى عبد الله فرستاد ولى آنها هم با حملات گستردهء سپاه شام روبهرو شده ، شكست خوردند و به ميمنهء سپاه على كه به جايگاه آن حضرت در قلب سپاهش ، در اهل يمن ، متصل شده بود ، پيوستند . چون جناح راست سپاه ، شكست خوردند آن حضرت به طرف ميسرهء سپاه خود رفت . مضريان عقب نشستند اما ربيعه همچنان استقامت مىكردند . عبد الله بن بديل بانگ برداشت : اى كشندگان عثمان مقصود وى از عثمان برادرش بود كه در اين جنگ به قتل رسيده بود . معاويه و يارانش گمان بردند مقصود ، عبد الله بن بديل ، عثمان بن عفان است . عبد الله بن عامر نيز در كنار معاويه بود . ياران معاويه با شنيدن سخن عبد الله بن بديل ، شروع به سنگپرانى بر او كردند و او را بدين وسيله كشتند .
معاويه و عبد الله بن عامر بر پيكر بىجان عبد الله بن بديل حاضر شدند . ابن عامر عمامهاش را بر چهرهء عبد الله بن بديل ، كه پيش از اين دوست صميمى او بود ، افكند و دلش به رقت درآمد . معاويه گفت : آن عمامه را از روى چهرهء او بردار . عبد الله گفت : تا جان در بدن دارم ، نمىگذارم مثله شود . معاويه پاسخ داد : من او را به تو بخشيدم . ابن عامر نيز عمامه را از روى چهرهء عبد الله بن بديل برداشت . معاويه گفت : اين دلير مرد سپاه على و خداوند كعبه بود .
خداوندا مرا بر اشتر نخعى و اشعث كندى چيرگى بخش و اگر زنان خزاعه بتوانند با من به جنگ بر خواهند خاست تا چه رسد به مردان ايشان .