تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 605

مساهمون:

ص٦٠٥

بازگرداندن فراريان توسط اشتر

چون جناح راست سپاه عراق درهم شكست على به طرف ميسره رفت و مردم را از گريختن بازمىداشت و آنان را به بازگشت به ميدان جنگ فرمان مىداد . آن حضرت به اشتر گفت : به سوى سپاهيان برو و به آنان بگو از مرگ به كجا مىگريزيد كه نمىتوانيد آن را با حياتى كه گذر است ، شكست دهيد . اشتر به سوى سپاهيان روانه شد و پيغام على ( ع ) را به گوش آنان رسانيد و گفت : « اى مردم ! من مالك پسر حارثم » . سپس گمان كرد وى به نام اشتر در ميان مردم مشهورتر است ، پس گفت : اى مردم ! من اشتر هستم به سوى من آييد . عده‌اى به جانب او آمدند و گروهى ديگر به راه خود رفتند . اشتر گفت : . . . پدرتان را بگزيد . چه بد جنگ كرديد و رسوايى به بار آورديد . اى مردم ! ديدگانتان را فرو بنديد و دندانها را به هم فشاريد و با جمجمه‌هاى خود به استقبال دشمن برويد . و همچون كسانى كه به كين خواهى از خون پدران و فرزندان و برادران خود ، به جنگ آمده‌اند ، به سختى پيكار كنيد . جانهاى خود را براى مرگ مهيا كنيد ، تا اين قوم به انتقام پيشى نگيرند . به خدا قسم اين مردم جز به از ميان بردن دين شما كمر نبسته‌اند تا سنت را بميرانند و بدعتها را رونق دهند و شما را به كارى داخل كنند كه خداوند با بصيرتى نيكو شما را از آن بيرون كرده بود . پس اى بندگان خدا جانهاى خود را به خون خويشتن خوشبوى كنيد اما دين خود را از كف رها مكنيد . گريختن از ميدان جنگ جز سرافكندگى و از دست دادن غنيمت و خوارى در خيانت و ممات و ننگ دنيا و آخرت و خشم خداوند و عذاب دردناك او ، ثمرى ندارد . آنگاه اشتر گفت : اى مردم ! مذحجيان را به سوى من آوريد . سپاهيان مذحجى به گرد اشتر جمع شدند وى آنها را نكوهش كرد و گفت : به خدا امروز پروردگار خود را خشنود نساختيد و در جنگ با دشمن او راه خير نپوييديد . چرا چنين است كه شما فرزندان جنگ و غارت و سواران صبح و اسبان تيزتك و نيزه‌هاى برنده هستيد ؟ اشتر بدين ترتيب ، مذحجيان را به جنگ تحريك و تشويق مىكرد تا آنكه گفت به خدايى كه جان مالك به دست اوست ، يكى از اين شاميان به اندازهء بال پشه‌اى در دين خدا استوار نيست . قسم به خدا ! خوب پيكار نكرديد . سياهى چهرهء مرا بزداييد كه خونم به چهره مىآيد . جمعيت خود را افزون‌تر كنيد . اگر كسانى كه در جلو قرار دارند شكست خوردند ، كناريها جاى آنها را بگيرند . چنان كه سيل نيز چنين حركت مىكند . مذحجيان گفتند : ما را به هركجا كه دوست دارى روانه كن . اشتر با آنان به سوى ميمنه رفت . سپاهيان شام به اين قسمت از سپاه حمله مىكردند . اشتر به سوى آنان حمله مىبرد و ايشان را دور مىكرد . سپاهى از بزرگان همدان كه شمار آنها به هشتصد تن مىرسيد ، از گفتار اشتر استقبال كردند . آخرين افراد از ميدان گريختند . در جناح راست سپاه على ، يكصد و هشتاد تن كشته شدند ، كه يازده تن آنان رئيس قوم خود بودند . هرگاه يكى از ايشان كشته مىشد ، ديگرى پرچم را به دست مىگرفت .
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 605 | على حجت كرمانى / السيد محسن الأمين