تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 602

مساهمون:

ص٦٠٢

حجر خير و حجر شر

نصر بن مزاحم به سند خود از شعبى روايت مىكند كه : نخستين جنگاورانى كه در هفتمين روز از ماه صفر ، كه يكى از سخت‌ترين روزهاى جنگ صفين نيز بود ، با هم روبه‌رو شدند . حجر خير و حجر شر نام داشتند . حجر خير همان حجر بن عدى دوست و ياور امير المؤمنين ( ع ) بود و حجر شر ، پسر عموى او حجر بن يزيد بود . جريان چنان بود كه حجر بن يزيد . حجر بن عدى را به مبارزه فراخواند . اين هر دو از قبيلهء كنده بودند . حجر بن عدى به خواست او پاسخ داد و به نبرد وى رفت . پس به يكديگر نيزه انداختند . سپس خزيمة بن ثابت انصارى يكى از ياران معاويه ، ميان آنان درآمد و ضربه‌اى بر حجر بن عدى وارد كرد كه نيزه‌اش بشكست . ياران على ( ع ) بر او تاختند و او را كشتند و حجر بن يزيد از ميدان فرار كرد و بر حكم بن از هر كه در حال خواندن رجزى بود حمله برد و او را كشت . رفاعة بن ظالم حميرى ، پسر عموى حكم كه در آنجا حاضر بود بر حجر شر حمله برد و او را از پاى درآورد . پس على ( ع ) فرمود : سپاس خدايى را كه حجر شر را به قصاص حكم بن ازهر كشت . نصر بن مزاحم از عمرو بن شمر از جابر از تميم نقل مىكند كه : على فرمود : چه كسى با اين قرآن به سوى سپاه معاويه مىرود و آنان را به آن فرا مىخواند ؟ جوانى كه سعيد بن قيس نام داشت و گفت : من . على ( ع ) براى بار دوم اين سخن را تكرار فرمود و آن جوان براى دومين مرتبه گفت : من . على ( ع ) گفت : اين را بگير و جوان به جانب معاويه برفت و قرآن را بر آنان بخواند و ايشان را به آن دعوت كرد اما شاميان او را كشتند . معاويه به عمرو بن عاص گفت : با فرزندان پدرت روانه شو و با آنان بجنگ پس اگر خيرى باشد در نزد ايشان است . گروهى از يمن حاضر شدند . عمرو به آنان گفت : شما امروز اينجاييد و فردا كارها براى شماست . اين روزى است كه پس از اين خلافت باشد . پس به همراه من بر اين جماعت حمله كنيد . يمنيان گفتند : باشد . و به همراه عمرو بر سپاه على يورش بردند . عمرو بن حمق نيز ، از سپاه على ، به رويارويى آنان شتافت .

كشته شدن حوشب ذو ظليم

حوشب ذو ظليم ، كه در آن روز سرور اهل يمن و پرچمدار آنان بود ، در حالى كه رجز مىخواند به ميدان درآمد و سليمان بن صرد خزاعى به پيكار با او پيش قدم شد و بر او نيزه زد و او را كشت .
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 602 | على حجت كرمانى / السيد محسن الأمين