تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦

است و پاك است خداوندگارى كه داراى قدرت و نعمت دهى است . از خداوند خوشنودى به قضايش و عمل به طاعتش و بازگشت به امرش را خواهانم كه اوست شنواى دعاها . نصر بن مزاحم گويد : سپس آن حضرت به حركت خود ادامه داد تا به كنارهء برس « 26 » رسيد و با مردم نماز مغرب را اقامه كرد . چون نماز به پايان رسيد ، فرمود : ستايش خدايى را كه شب را در روز فرو مىبرد و روز را در شب . سپاس خداى را هر شبى كه به تاريكى برمىآيد و ستايش خداى را هرگاه كه ستاره‌اى فروزان مىشود خاموش مىگيرد . سپس در آنجا بماند تا نماز صبح را اقامه كرد . آنگاه از آنجا به راه افتاد تا به قبهء قبين « 27 » رسيد در آنجا نخلى بلند بالا در كنار ديرى ديد و فرمود :

وَ النَّخْل باسِقات لَها طَلْع نَضِيدٌ

. « 28 » آنگاه مركب آن حضرت به رودخانه داخل شد . پس در آنجا فرود آمد و به اندازهء چاشتگاهى بماند و پس از آن به راه افتاد تا آنكه از جسر الصراة « 29 » گذاشت . آن حضرت فرود آمد و نماز عصر را با مردم خواند سپس به حركت خود ادامه داد تا به دير كعب رسيد . نصر گويد : سپس به سوى ساباط « 30 » روانه شد . دهقانان آنجا با ميوه و غذا به پذيرايى آمدند . اما على ( ع ) به ايشان فرمود : هرگز اين كار به خاطر ما ، بر شما واجب نبود . شب را در ساباط به سر برد . چون صبح فرا رسيد ، آن حضرت در مظلم ساباط « 31 » بود ، فرمود :

أَ تَبْنُون بِكُل رِيع آيَةً تَعْبَثُون

« 32 » . چون آن حضرت به شهر بهر سير رسيد يكى از اصحاب وى به آثار بر جاى مانده از كسرى برخورد و به اين سخن ابن يعقوب تمثل جست كه : بادها بر شهرهاى ايشان وزيدن گرفت گويى آنان بر ميعاد بودند . پس على ( ع ) فرمود : آيا نگفتم : « كم تركوا من جنات و عيون و زروع و مقام كريم و نعمة كانوا فيها فاكهين كذلك و اورثناها قوما آخرين فما بكت عليهم السماء و الارض و ما كانوا منظرين » . « 33 » اينان تا ديروز وارث ديگران بودند و امروز موروث شده‌اند . اينان نعمتهاى

هامش
( 26 ) . برس : شهرى ميان كوفه و حله . در معجم البلدان : برس به ضم نام جايى در سرزمين بابل است .
( 27 ) . در قاموس آمده است : قبين محلى در عراق و نام رود و ولايتى در عراق است . در معجم البلدان : قبين نامى عجمى براى رود و ولايتى در عراق است . سپس گويد اقيشر به شام رفت چون بر جسر سوراء گذشت به دهى كه آن را قبين مىگفتند ، فرود آمد .
( 28 ) . آيهء 10 سورة ق : نخلهاى بلند خرما كه ميوهء آنها منظم چيده شده رويانيديم .
( 29 ) صراة : نام رودى است كه از فرات بيرون مىآيد .
( 30 ) در معجم البلدان : ساباط كسرى در مدائن جاى معروفى است كه به نام مردى ايرانى كه در آن ساكن بود به اين نام خوانده مىشود .
( 31 ) مظلم ساباط : مظلم به ساباط اضافه شده و معلوم نيست چرا بدين نام خوانده شده است
( 32 ) آيه 128 سورهء شعرا : آيا بر بالاى هر مكان مرتفعى كاخى مىسازيد و در آن به بيهودگى مىگذرانيد .
( 33 ) آيات 2 تا 29 سورهء دخان : چه بسيار باغها و چشمه‌ها و كشتزارها و جايگاههاى عالى و نعمتهايى را كه در آنها خوش‌حال بودند رها كردند . بدين سان آن همه نعمت را به قوم ديگرى به ارث داديم پس زمين و آسمان بر ايشان نگريستند و بر هلاكشان مهلت ندادند .