تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤
بزرگ بود كه يهوديان ، مردگان خود را در اطراف آن دفن مىكردند ) حسن بن على پاسخ داد : مىگويند اين قبر هود پيامبر است كه چون قومش او را نافرمانى كردند بدين جاى آمد در اين مكان بمرد . على ( ع ) گفت : دروغ مىگويند . من به اين قبر از ايشان آگاه‌ترم . اين قبر يهود ابن يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم بكر بن يعقوب است . سپس خطاب به اطرافيان خود فرمود : آيا اينجا كسى از اهالى مهره هست ؟ پيرمردى را به نزد او آوردند . پرسيد : خانه‌ات كجاست ؟ گفت : در كرانهء دريا . پرسيد : تا كوه سرخ چقدر فاصله دارد ؟ گفت : به آن نزديك است . پرسيد : مردم آنجا دربارهء آن چه مىگويند ؟ گفت : مىگويند اينجا قبر جادوگرى است . حضرت فرمود : دروغ مىگويند . آن قبر هود است و اين قبر يهود ابن يعقوب . معاويه از مكان على و لشكريانش در نخيله آگاهى يافت . وى منبر دمشق را با پيراهن خونين عثمان پوشانيده بود و گرداگرد منبر هفتاد هزار پير بدون وقفه بر عثمان مىگريستند . معاويه براى شاميان سخنرانى كرد و گفت : اى مردم شام ! شما مرا دربارهء على تكذيب مىكرديد و اكنون هدف او بر شما آشكار شد . به خدا قسم خليفهء شما را كسى جز او نكشته و هم او مردم را به كشتن عثمان دستور داده و آنان را بر خليفه شورانيده و قاتلان وى را پناه داده است . قاتلان عثمان ياران و ياوران اويند . او اينك با آنان همراه شده ، تا شهر شما را درهم بكوبد . اى مردم شام ! خداى را در مورد عثمان پيش چشم آوريد . من ولى عثمان و سزاوارترين كس به خونخواهى اويم . خداوند نيز به ولى مقتول اجازه داده است . پس خليفهء خود را يارى كنيد . شما مىدانيد كه آنان چگونه به ستم و از روى نافرمانى عثمان را كشتند و خداوند دستور داده است كه با گروه سركش بجنگيم تا به امر او گردن نهند . مردم شام حمايت خود را از معاويه اظهار كردند و به اطراف او جمع آمدند . او سه گروه ، به ازاى مصريان ، در فلسطين تعيين كرد تا مبادا اهل مصر از پشت بر آنها بشورند . و به معتزلهء مصر ، كه در آن زمان با معاويه مكاتبه داشتند و فاقد توان مبارزه با مصريان بودند ، نوشت اگر قيس عامل على بر مصر ، حركت كرد بر او هجوم برند . على ( ع ) قيس بن سعد انصارى را به عنوان امير مصر بدان جا روانه كرد و در آن هنگام معاوية بن خديج و حصين بن نمير نيز در مصر حضور داشتند . چون على ( ع ) خواست در روز چهارشنبه پنجم شوال سال 36 ه از نخيله بيرون رود به سخنرانى پرداخت و گفت : من عقبة بن عمرو انصارى را بر مصر امارت دادم . پس مبادا از فرمان من تخلف كنيد و كاهلى ورزيد . من مالك بن حبيب يربوعى را به جانشينى خود تعيين كرده و به او دستور داده‌ام كه هيچ متخلفى را وامگذارد مگر آنكه او را سريعا به شما ملحق كند . ان شاء اللّه . معقل بن قيس رياحى برخاست و گفت : اى امير المؤمنين ! به خدا قسم جز گمانمند از تو
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 574 | على حجت كرمانى / السيد محسن الأمين