« 24 » سپس فرمود : خداوندا از دشوارى سفر و اندوه بازگشت و حيرت پس از يقين و نگاه بد در خانواده و مال و فرزند به تو پناه مىبرم . خداوند تو در سفر همراه و در خانواده جانشين منى . و كسى غير از تو جامع اين دو نيست . زيرا كسى كه در خانواده جانشينى است در سفر همراه نيست و آنكه در سفر همراه است در خانواده جانشين نتواند بود . سپس در حالى كه پيشاپيش او حر بن سهم بن طريف ربعى در حركت بود ، از نخيله بيرون شد . مالك بن حبيب يربوعى ، رئيس شرطهء امير المؤمنين ، در حالى كه افسار مركب آن حضرت را به دست داشت ، گفت : اى امير المؤمنين ! آيا خود با مسلمانان به عزم جهاد بيرون مىشوى و از پاداش جهاد و جنگ برخوردار مىشوى و مرا براى جمع كردن سپاهيان وامىگذارى ؟ على ( ع ) فرمود : آنان پاداشى نمىگيرند جز آنكه تو با آنها در آن پاداش شريكى و تو اگر با آنان باشى از اجر بيشترى از آنان برخوردار مىشوى . مالك گفت : به چشم اى امير المؤمنين . على ( ع ) به حركت ادامه داد تا آنكه از حد كوفه گذشت و اين ، ميان قنطره و جسر ، پس از طى رودخانه « 25 » بود . آن حضرت به منادى دستور داد تا وقت نماز را به اطلاع همگان برساند . سپس على ( ع ) دو ركعت نماز به جاى آورد . در پايان نماز به مردم روى كرد و گفت : اى مردم ! هر كس به عنوان مشايعت آمده يا قصد اقامت دارد بايد نماز را تمام بخواند . ما مسافر هستيم و هر كس با ما همراه است روزهء واجب نگيرد و نماز او دو ركعت است . سپس آن حضرت بيرون آمد تا به دير ابو موسى ، كه دو فرسخ با كوفه فاصله داشت ، رسيد . در آنجا نماز عصر را اقامه كرد . چون از خواندن نماز فراغ يافت ، فرمود : منزه است خداوندى كه صاحب نيرو و نعمت
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 575
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٥٧٥
تخلف نمىكند و جز منافق از آمدن كاهلى نمىورزد . پس به مالك بن حبيب بفرماى تا گردن متخلفان را به شمشير قطع كند . على ( ع ) گفت : « من دستور لازم را به او دادهام و او هم ان شاء اللّه در اجراى آن كوتاهى نمىكند » . سپس مركب خود را خواست . چون خواست سوار شود پاى خود را در ركاب نهاد و گفت : بسم اللّه . و چون بر مركب برآمد گفت :
سُبْحان الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَه مُقْرِنِين وَ إِنَّا إِلى رَبِّنا لَمُنْقَلِبُون .
هامش
( 24 ) آيات 13 و 14 سورهء زخرف : پاك و منزه خداوندى كه اين را به تسخير ما در آورد كه ما هرگز قادر بر آنها نبوديم و بازگشت ما البته به سوى خدا خواهد بود .
( 25 ) فرات در آن روزگار كوفه را جدا مىكرد و بر آن قنطره ( پلى ) بود كه از آجر ساخته مىشد و از آن در اخبار ياد شده است . بر آن جسرى نيز بود كه از سنگ ساخته مىشد . پس از آنكه على ( ع ) از نهر گذر كرد يا بر قنطره يا بر جسر و از حدود كوفه بيرون رفت و به حد ترحض رسيد كه پس از آن صداى اذان را نشنيد و ديوارهاى شهر را نديد ، وقت ظهر داخل شد . و آن حضرت نماز ظهر را دو ركعتى به جاى آورد به مردم فرمود كه مسافر بايد نماز را دو ركعتى بخواند و روزه را نيز افطار كند .