تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١

يمنى هم خشمگين شدند . سعيد بن قيس همدانى براى بر طرف كردن اختلاف به نزد آنان آمد . حريث گفت : اگر اشعث در زمان جاهليت امير و در روزگار اسلام سيد و سرور است ، رفيق ما ( حسّان ) نيز چنين است و به عهده‌دار شدن اين منصب شايستگى دارد و اشعث هم از او برتر نيست . حسان به اشعث گفت : رايت كنده از تو و رايت ربيعه از من باشد . اشعث پاسخ داد : معاذ اللّه ! هرگز چنين مباد . آنچه براى توست از من و آنچه از آن من است براى تو باشد . چون معاويه از كارى كه با اشعث انجام شده بود ، خبر يافت گفت : به اشعث پيغامى بنويسيد تا او را عليه على برانگيزد . پس شاعرى از كنده را فراخواندند و او ابياتى سرود . مالك بن هبيره كه دوست اشعث و از كنديان بود اين اشعار را براى اشعث فرستاد . آن اشعار متضمن بلندى مقام اشعث در مقابل حسان بود . و كنديان را وامىداشت تا رايت خود را از حسان بازستانند و اين ننگ را از دامن خود بردارند . چون اين ابيات به گوش يمينان رسيد ، شريح بن هانى گفت : اى مردم يمن ! مالك بن هبيره قصد دارد ميان شما و ربيعه تفرقه اندازد . حسان بن محدوج نيز با رايت خود به نزد اشعث رفت و رايت در خانهء او قرار داد . اشعث گفت : اين رايت بر على بزرگ آمد اما به خدا قسم در نظر من از پر مرغ هم سبك‌تر است . پناه مىبرم به خدا از آنكه اين كار ، رفتار مرا دگرگون سازد . على ( ع ) ، رياست را دوباره به او بازگرداند اما اشعث از پذيرفتن آن امتناع كرد و گفت : اى امير المؤمنين ! اگر ابتداى اين كار بد باشد آخر آن ننگ نيست . پس على به او گفت : من تو را در آن شريك مىگردانم . سپس اشعث را بر ميمنهء عراق فرماندهى داد . على ( ع ) حارث اعور را فرمان داد تا در ميان مردم بانگ زند كه : به سوى اردوگاهشان در نخيله حركت كنند . على ( ع ) در پى مالك بن حبيب يربوعى ، رئيس شرطه ، فرستاد به او دستور داد تا مردم را در اردوگاه جمع كند . همچنين آن حضرت عقبة بن عمرو انصارى را به جانشينى خود در كوفه گماشت . كمترين ياران عقبه ، هفتاد بود . سپس على ( ع ) به همراه مردم ، به سوى نخيله « 21 » رهسپار شد . چون على ( ع ) عزم رفتن به سوى نخيله كرد زياد بن نضر

هامش
( 21 ) . نخيله اردوگاه كوفه بود . بحر العلوم در رسالهء صلاة المسافر گويد : « گويا اين همان محل معروف در كفل است كه مسافت ميان آن و محل خارج از مسجد و اطراف شهر نزديك يك بريد است » . هر بريد چهار فرسخ در حدود شش ساعت است . بعدا نيز گفته خواهد شد كه امير المؤمنين ( ع ) از نخيله بيرون آمد تا آنكه از حدود كوفه گذشت . اين مسير ميان قنطره و جسر پس از طى كردن نهر بود ، نماز ظهر را دو ركعتى اقامه كرد سپس به دير ابو موسى كه دو فرسخ از كوفه فاصله داشت ، رسيد . اين قراين دلالت مىكند كه نخيله در حدود كوفه بوده و آن حضرت از حدود كوفه بيرون نشده تا پس از طى كردن نهر ، ميان قنطره و جسر رسيده است . دير ابو موسى كه در دو فرسخى كوفه بود ، پس از نخيله بوده است . پس چگونه نخيله چهار فرسخ از وسط كوفه فاصله داشته است ؟ شايد بتوان چنين جواب داد كه كوفه در آن روزگار شهر بسيار بزرگى بود ميان وسط و آخر آن از طرف شمال بيش از سه فرسخ بوده و ميان آخر آن و نخيله در حدود يك فرسخ يا كمتر از آن بوده است . و ميان وسط كوفه و كفل ، كه امروزه گمان مىرود همان نخيله باشد چهار فرسخ راه بوده است . ( و اللّه اعلم ) .
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 571 | على حجت كرمانى / السيد محسن الأمين