تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 568

مساهمون:

ص٥٦٨
همنشينى با پيامبرت را روزى او گردان » . آنگاه على ( ع ) بر فراز منبر رفت و مردم را به جهاد فرا خواند و در ميان سخنانش فرمود : « بدانيد كه خداوند ريسمان اسلام را محكم و رشتهء آن را استوار قرار داد . و ما ، ان شاء الله ، به سوى كسانى مىرويم كه خود را سبك كرده و خواستار چيزى شده‌اند كه از آن ايشان نيست . سپاه او همان گروه سركشىاند كه ابليس آنان را راهبرى مىكند و فريبشان مىدهد . كسى از شما را نشناسم كه از من كناره‌گيرى كند و بگويد ديگرى مرا حمايت خواهد كرد . هر كس از خودش دفاع نكند از بين خواهد رفت . آنگاه من شما را به پايمردى در اين كار و جهاد در راه خدا فرمان مىدهم . از مسلمانى بدگويى مكنيد و چشم به راه پيروزى سريع از جانب خداوند باشيد . ان شاء الله » . سپس حسن بن على براى سخنرانى برخاست و در ضمن سخنان خود گفت : از بزرگ‌ترين حقوق و نعمتهايى كه خداوند به شما ارزانى داشته ، آن دسته از نعمتهايى است كه نه مىتوان آنها را شمرد و نه شكرشان را به جاى آورد و زبان و گفتار از توصيف آنها عاجز است . ما به خاطر خداوند و براى شما خشمگين شديم . هرگز هيچ گروهى به خاطر امرى با هم نشدند جز آنكه كارشان استوارتر و پيوندشان محكم‌تر شد . پس در جنگ با دشمنانتان ، معاويه و سپاهش ، گرد آييد و به خوارى تن در ندهيد . زيرا خوارى ، بند دلها را پاره مىكند و جنگيدن دليرى و پاكى است . زيرا گروهى كه از جنگ سر نيافتند خداوند هم ناتوانى را از آنان برداشت و ايشان را از سختى تحمل زبونى بر كنار برد و آنان را به معالم دين رهنما شد . « از صلح آنچه بدان خشنودى نصيب تو مىشود و جنگ با نفسهايش تو را از مرگ مىرهاند » . سپس حسين بن على برخاست و خداوند را ثنا و ستايش گفت و آنگاه فرمود : « اى مردم كوفه ! شما دوستان بزرگوارى هستيد كه دوستى شما آشكار و عيان است . پس در زنده كردن آنچه از ميانتان رفته و آسان كردن آنچه بر شما دشوار است ، بكوشيد . بدانيد كه شر جنگ دامنگير همه و طعم آن ناگوار است . پس هر كس مهياى جنگ شود ، پس او يار و قرين جنگ خواهد بود و هر كس پيش از وقت جنگ ، بدان شتاب گيرد ، زيانكار است كه او قومش را سودى نبخشيده و خود را به گرداب نابودى درافكنده است . از خدا مىخواهيم كه با عنايت خود شما را به الفت خويش مدد كند » . آنگاه آن حضرت از منبر فرود آمد . بيشتر مردم به دعوت على براى بيرون رفتن به سوى صفين و انجام جنگ ، پاسخ گفتند و فقط اصحاب عبد الله بن مسعود كه عبيده سلمانى و ياران او جزو آنها بودند ، دعوت آن حضرت را نپذيرفتند . آنان گفتند : ما با شما بيرون مىآييم اما در اردوگاه شما داخل نمىشويم و خود