تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩

اردوگاهى جداگانه ترتيب خواهيم داد . پس اگر ديديم گروهى قصد تجاوز و ستم دارند با آنها به پيكار برمىخيزيم . على ( ع ) فرمود : « آفرين ، اين همان فقه در دين و علم به سنت است و اگر كسى بدين كار رضا ندهد ، ستمگر است » . انگيزهء على ( ع ) از پذيرش سخن اين گروه ، با توجه به اتمام حجت بر آنها ، اين بود كه آن حضرت از حالت آنان دريافته بود كه ايشان جز اين كار ، نظر ديگرى را نخواهند پذيرفت و ممكن بود در اثر الزام آنها به جنگ با معاويه ، ايشان بگريزند و به سپاه معاويه بپيوندند . از اين رو آنچه حضرت على ( ع ) فرمود درست‌ترين سخن بود . زيرا آن حضرت اميدوار بود كه ايشان بعدا ، به وى ملحق شوند . گروه ديگرى از ياران عبد اللّه بن مسعود كه ربيع بن خثيم « 20 » نيز در ميان آنان بود ، به همراه چهار صد تن ديگر به نزد على ( ع ) آمدند و گفتند : اى امير المؤمنين ! ما دربارهء اين جنگ ترديد داريم . حال آنكه به فضل تو آگاهيم . و نه ما و نه شما و نه مسلمانان از دشوارى جنگ با دشمن ، ترسى ندارند . پس قسمتى از سرزمينها را به ما بسپار تا از آن دفاع كنيم . على ( ع ) او را به سمت سرزمين رى فرستاد . نخستين لوايى كه در كوفه بسته شد ، لواى ربيع بن خثيم بود . على ( ع ) مردم باهله را فرا خواند و گفت : اى مردم ! خدا را شاهد مىگيرم كه شما مرا دشمن مىداريد و من نيز شما را دشمن مىدارم . پس عطاى خود را برگيريد و به جانب ديلم روانه شويد . مردم باهله خوش نداشتند در ركاب آن حضرت به طرف صفين حركت كنند . نصر بن مزاحم گويد : محمد بن ابو بكر به معاويه چنين نامه‌اى نوشت : از محمد بن ابو بكر به گمراه معاويه بن صخر . درود بر فرمانبرداران خداوند . اما بعد ، خداوند تعالى موجوداتى بيافريد و آنان را به دانش خود برگزيد . پس از ميان همهء مخلوقات محمد را انتخاب كرد و او را به رسالت خويش ويژه داشت . محمد نيز با حكمت و اندرز نكو مردم را به راه پروردگارش رهنمون شد . نخستين كسى كه به دعوت پيامبر پاسخ داد برادر و پسر عمويش ، على بن أبي طالب بود . او پيامبر را از هر حادثه و مخاطره‌اى يارى كرد و نگهداشت . با دشمن پيامبر نبرد آزمود و با دوست او دوستى كرد اكنون مىبينم تو خود را برتر از او قلمداد مىكنى . در حالى كه تو تويى و او اوست . آرى على در هر خوبى چهره‌اى شاخص و جلوتر از همه بود . اولين كسى بود كه به اسلام گرويد و صادق ترين مردم در نيت بود . سپس تو و پدرت پيوسته در پى ايجاد غائله‌هايى در دين خدا بوديد و براى اطفاى نور خدا تلاش مىكرديد و همهء توان و حال خود را در اين راه صرف مىكرديد و براى دستيابى به مقصود پليد خود با قبايل ديگر هم پيمان شديد . پدرت در اين آرزو جان داد و تو اكنون به نيابت او ، دست از آن تلاشها

هامش
( 20 ) وى همان خواجه ربيع است كه در كنار مرقد حضرت رضا به خاك سپرده شده است . - م .
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 569 | على حجت كرمانى / السيد محسن الأمين